۱۳۸۷/۱۲/۲۸

ملی شدن نفت ایران (بخش۳)


{به یادبود ۲۹ اسفند}
بقول اچسن (Acheason) وزیر امورخارجة آمریکا در سفر دکتر مصدّق به واشنگتن: «مصدّق ناآگاهانه متمایل به شکست خویش بود و این خصوصیّت روانی هنگامی به چشم می خورد که هیجانی را برای جلب حمایت از خویش بر می انگیخت و این هیجانات، خود، موجب میشدند که راه حل های عادیِ مشکلات، مسدود شوند و فقط راه حل های افراطی در برابر او قرار گیرند. بدین طریق، آزادی او در انتخاب راه حلها، محدود می شد».
پس از ماه ها جدال و شعار و عَصَبیّت سیاسی، مصدّق با بازگشت از سفر آمریکا به این واقعیت تلخ رسید که پندار او و همکارانش، همه، نادرست بوده، چنانکه چند روز بعد در مجلس اعلام کرد: « ... ما نمیبایست تصوّر کنیم عایدات نفت داریم ... ، باید بگوئیم این مملکت، نفت ندارد». بدین ترتیب: اشتباه مصدّق و یاران او در محاسبهء درآمدهای نفتی ایران و بن بست مذاکرات، باعث بروز عَصَبیّت ها و کشمکش های جدیدی گردید، در چنان شرایطی، طرح ناگهانی انجام انتخابات دورهء هفدهم توسط مصدّق، جامعه را با بحث ها و بحران های سیاسی تازه ای روبرو ساخت در حالیکه مصدّق، قبلاً گفته بود: «تا آنگاه که مسئلهء نفت حل نشود، با همین مجلس کار خواهد کرد و انتخابات را به تأخیر خواهد انداخت». بقول دکتر محمد علی موحّد: «اوج گرفتن مخالفت ها، مصدّق را به این فکر انداخت تا مخالفان دولت در مجلس، گستاخ تر نشده اند، انتخابات را عملی کند ... و مجلسی یکدست تر و قوی تر از هوادارانش تشکیل دهد».
دکتر مصدّق شخصیّتی بود با باورهای مذهبی که برای پیشبرد آرمان هایش، شور سیاسی را با نوعی «مظلومیّت» و «دادخواهی مذهبی» در هم می آمیخت و باعث همدلی و تحریک احساسات مردم می شد. در مجلس پنجم و ششم، دکتر مصدّق بیش از دیگر نمایندگان - حتّی نمایندگانی چون مدرّس، روحانی معروف - به دین اسلام تظاهر می کرد آنچنانکه می گفت: «باید مملکت را همیشه اصلِ اسلامیّت حفظ کند، امروز در مملکت ما اصلِ اسلامیّت، اقوا است». اینکه دکتر مصدّق، رسالۀ دکترای خود را دربارۀ «وصیّت در حقوق اسلامی» تهیّه و تنظیم کرد، شاید ناشی از تعلّقات اسلامی وی بوده است. مصدّق حتّی ملّی کردن صنعت نفت را ناشی از یک «الهام غیبی» می پنداشت و اظهار می کرد: « در خواب دیدم که شخصی نورانی به من گفت: دکتر مصدّق! برو و زنجیرهائی که به پای ملّت ایران بسته اند، باز کن .... وقتی به اتفاق آراء (طرح) ملّی شدنِ صنعت نفت از کمیسیون گذشت، قبول کردم که حرف آن شخص نورانی غیر از الهام چیز دیگری نبوده است».
مصدق - کاشانی
بدین ترتیب: مصدّق کوشش می کرد تا اقداماتش ضمن داشتن مشروعیّت سیاسی، رنگی از مشروعیّت یا حقانیّت مذهبی نیز داشته باشد. با چنین حقانیّت و مشروعیّتی بود که مصدّق در برابر مخالفان می گفت: « انتقاد از دولت، بی جا است»، یا «هر کس که مخالف دولت است، مخالف ملّی شدن نفت است».
با چنان اعتقاداتی، مصدّق تاریخ تشکیل جلسۀ شورای امنیّت سازمان ملل متحد در نیویورک را برای رسیدگی به شکایت دولت انگلیس علیه ایران (به علّت همزمانی با ایّام عزاداریِ تاسوعا و عاشورا) 3 روز به تأخیر انداخت. درکابینۀ اوّل دکتر مصدّق نیز در حاليكه مذهبي متعصبي بنام باقر كاظمي، وزير امور خارجه مصدّق شد، مهندس مهدي بازرگان معاون وزير فرهنگ و دكتر مهدي آذر (پزشك عمومي) نیز وزير فرهنگ دولت دكتر مصدق گرديد كه اولين اقدامش بستن مدارس مختلط (دخترانه- پسرانه) بود! همچنین، منع فروش مشروبات الکلی و مخالفت با دادن حق رأی به زنان، از تصمیمات اوّلین کابینۀ دکتر مصدّق بود. او در سخنراني ها و پيام‌ هايش - غالباً - ايران و اسلام را با هم و در كنار هم به‌كار مي برد. در واقع، از این زمان است که ما شاهد تولّد و رشد مفاهیمی مانند «ملّی - مذهبی» در فرهنگ سیاسی ایران هستیم.
{{برگرفته ازکتاب: آسیب‌شناسی یک شکست/ دکترعلی میرفطروس}}
شبح مصدق همچنان بر تاریخ معاصر ایران سنگینی میکند!

۴ نظر:

آزر برزین مهر گفت...

بسیار گیرا بود.

من همیشه با خودم می گفتم که چرا ما در فرآیند ملی شدن صنعت نفت فقط نام دکتر مصدق را می شنویم ؟ در حالی که پیش از او و همراه او نیز بسیاری بوده اند!

دوره هایی از تاریخ بستر شد برای برآمدن بزرگانی چون فردوسی بزرگ

و دوره هایی بستر شد برای بر آمدن
دکتر مصدق ها و احمد شاملو ها !
چقدر جامعه باید پست باشد که همچین کسانی بشوند بزرگان آن جامعه!!!!!!!!!
این لیاقت-سطح آگاهی-وبزرگی یک ملت در یک دوره را نشان میدهد.متاسفم.

آزر برزین مهر گفت...

در دوره هایی بزرگانی چون فردوسی.مولانا.زرتشت.حافظ.سعدی شیرازی.خیام و... اشعاری سرودند که همه ی اشعار.معانی وارزش ها ی جهان و تاریخ را در بر می گرفت و به عبارتی - دیگر نیاز نبود که اشعار دیگری سروده شود چراکه همه حرف ها به تکامل و زیبایی سروده شده بود و جهان دیگر حرف تازه ای نداشت که با آن برای ما پز بدهد . آنگاه پس از سده ها در همان کشوری که اوج شعرهای جهان سروده شد- به اصطلاح شاعرانی پیدا می شوند که به زور از خودشان این شعر ها را در می آورند:
(( خسته

شكسته و

دلبسته

من هستم

من هستم

من هستم

***

از اين فرياد

تا آن فرياد

سكوتي نشسته است.



لب بسته

در دره هاي سكوت

سرگردانم.



من ميدانم

من ميدانم

من ميدانم

( وای ناز بشی! بخورمت جیگر ؟)

براستی نیاز داشتیم که این آقایون این اراجیف را ببافند؟ همه این شعر ها در اشعار گذشته نیز بوده اند!حرف تازه ای دارید که بزنید ای شاعران معاصر؟

نوشین گفت...

پیشاپیش نوروز باستانی را به شما و خانواده تان تبریک میگویم سال پر باری داشته باشید
همه ساله بخت تو پیروز باد
شبان سیه بر تو نوروز باد

روزتان پیروز ماهتان فرخنده سالتان خجسته باد
زنده باد ایران و ایرانی بدون دشمنانش

مارال و نانسی گفت...

درود بر شما


نوروز ...

تجلیل ظهور زرتشت

یادگار صداقت جمشید

میراث ماندگار کوروش

آیین باستانی قوم آریا

بر شما مبارک باد