۱۳۸۷/۰۸/۱۱

حافظ مهرآیین (بخش ۱۰)


م.ص. نظمی افشار
رياضت
آنچه از صدر اسلام و تعاليم اسلامي استنباط مي‌شود آن است كه شارع اسلام صحابه را از رهبانيت و ترك دنيا و رياضت منع فرموده، چنانكه از بخاري نقل شده: وقتي پيغمبر در بين طواف كنندگان كعبه مردي را ديد كه مهار شتر در بيني كرده و در حاليكه سر مهار به دست ديگري است طواف مي‌كند حضرت مهار را قطع فرمود و او را منع نمود. و همچنين در موارد بسيار كه اشخاصي مي‌خواسته‌اند خود را از مردي انداخته و سر به بيابان گذارند پيغمبر مانع شد. ولي از قرن دوم هجري كه علوم الهي و اسلامي در كشورهاي غير عرب توسعه يافت كم‌كم تصوف ظهور كرد و از صورت ساده پرهيزكاري و عبادت كه همان طريق صحابه و تابعين و زهاد و عباد صدر اسلام بود وارد مراحل جديدي شد كه سالك ذاهب را مشقات بسيار بايد. مي‌توان گفت از قرون اولية اسلامي به بعد كم‌كم پيروان شريعت به عقب بازگشته و از نظر شارع عدول نموده مشكلات و رياضات بسيار در طي طريق پيش پاي عباد نهاده‌اند به طوريكه توجه سالك بيشتر معطوف مشكلات طريق شده است تا مبدا [مقصد؟].
(غزل شمارة 49)
حافظا ترك جهان گفتن طريق خوشدلي است
تا نپنداري كه احوالِ جهانداران خوش است
(غزل شمارة 51)
ببُر ز خلق و ز عنقا قياس كار بگير
كه صيت گوشه نشينان ز قاف تا قاف است
 (غزل شمارة 78)
دولتِ فقر خدايا به من ارزاني دار
كين كرامت سبب حشمت و تمكين من است
(غزل شمارة 197)
گرت ز نور رياضت خبر شود حافظ
چو شمع خنده زنان تركِ سر تواني كرد
صوفيه: طيفوريه – ملاميه، معتقدند كه در سير و سلوك و طلب ، صوفي را مشقات و ملامت‌ها و محروميت‌ها بسيار است كه حاصل آن همه رنج و تعب، تهذيب نفس و حصول استعداد جهت وصول به درجات عاليه و ارتقا و تعالي تا مرحلة فناست.(شناسايي راه و روش علم و فلسفه ص 11 و ۲۳).
سعدي سروده است:
بذل جان و مال و تركِ نام و ننگ/ در طريقِ عشق اول منزل است
 (غزل شمارة 210)
مكن زغصه شكايت كه درطريقِ طلب/به راحتي نرسيدآنكه زحمتي نكشيد
استاد همايي مي‌نويسد: ”در طلبِ حق و سلوك الي‌الله دو طريقه هست: يكي طريقة اهل زهد و رياضت و عبادت؛ و ديگر طريقة اهل عشق و محبت. حافظ طريقة اهل زهد و عبادت را براي وصول به حقيقت كافي نشمرده و از اين جهت است كه اهلِ زهد و ريا را بباد انتقاد گرفته است.(مقامِ حافظ.ص 54)