۱۳۸۹/۰۶/۱۲

معمای مصدق/6

مصدق هرگز در جای نماينده انگليس ننشست!!

مدتی است شايعه پراکنان در اينترنت پخش کرده اند که در هنگاميکه مصدق به همراه هيات برای شرکت در جلسه دادگاه لاهه رفته بود زودتر به جلسه دادگاه رفته و در صندلی نماينده انگلستان نشسته و باوجود اعتراض نماينده انگلستان بدون توجه به اعتراض او از جايش بلند نشده است... اين داستان و تعدادي داستان شبيه آن که اخيراٌ جعل شده است همگي دروغ ميباشند. چون طرفداران مصدق هيچ دليل و مدرکي براي اثبات گفته هاي خود ندارند به جعل داستان و پخش اکاذيب روي آورده اند. مصدق در روز 7 خرداد 1331 به همراه يک هيئت نمايندگي رسمي به لاهه سفر کرده بود. پسرش (دکتر غلامحسين مصدق) نيز به عنوان پزشک مخصوص همراه او بود.
دهها خبرنگار خارجي و نمايندگان روزنامه هاي داخلي جزئيات رفتار و سخنان او را مخابره ميکرده اند. تعداد زيادي ايراني، داوطلبانه و مرتباً جزئيات اخبار مربوط به مسافرت مصدق را براي روزنامه هاي داخلي ميفرستاده اند مثلاٌ شخصي به نام اسمعيل ناهيد مرتباٌ جزئيات اخبار مربوط به اقدامات مصدق را به روزنامه اطلاعات مخابره ميکرده است. ما اکنون دقيقاٌ ميدانيم که پس از رسيدن هواپيماي حامل مصدق به لاهه چگونه يک زير بغلش را مهماندار هواپيما و زير بغل ديگرش را دکترغلامحسين مصدق، براي پياده شدن گرفته بوده اند، و بعد چگونه جاي مهماندار و حسين نواب، وزير مختار ايران در هلند، عوض شده است.
خبرنگاران داخلي و خارجي دائماً در جلوي هتل و در ديوان لاهه حاضر و آماده بوده و از هر کار و سخن مصدق عکس و گزارش تهيه ميکرده اند. تمام همراهان مصدق و اعضاي هيئت نمايندگي ايران، بدون استثناء، يا خودشان خاطرات خود را از اين سفر منتشر کرده اند و يا مصاحبه هاي آنان از اين مسافرت وجود دارد. هرگز چنين داستاني که به دروغ در اينترنت رواج داده اند، رخ نداده است و نويسند? آن يک نفر دروغگو بيش نيست و کساني که آن را باور ميکنند يک لحظه به فکر نمي افتند که چگونه اين داستان در مدت پنجاه و چند سال در هيچ جا چاپ نشده بوده و حالا ناگهان به نويسنده آن الهام شده است. براي اينکه بدانيد که نويسنده تا چه اندازه دروغگو ميباشد عين نوشته دکتر غلامحسين مصدق پسر مصدق را، که خود شاهد تشکيل اولين جلسه دادگاه بوده است، ذيلاً نقل مينمايد:
« روز١٩ خرداد [١٣٣١]، ديوان دادگستري بين المللي، براي رسيدگي به عرضحال دولت انگليس عليه ايران تشکيل جلسه داد و عده زيادي از ايرانيان ساکن اروپا و نيز گروهي از خبرنگاران روزنامه ها و خبرگزاريهاي مهم جهان در دادگاه حاضر شده بودند. تعداد تماشاچيان به حدي بود که عده اي به علت نبودن صندلي براي نشستن ايستاده بودند. سيزده تن قضات دادگاه، با لباس رسمي در جايگاه خود که تربون وسيعي بود، قرار گرفتند. جايگاه هيئت نمايندگي ايران و پروفسور رولن در برابر قضات بود. دکتر کريم سنجابي برحسب اساسنامه ديوان، از طرف دولت ايران به سمت قاضي اختصاصي برگزيده شد . .. . » (نقل از کتاب درکنار پدرم مصدق – خاطرات دکتر غلامحسين مصدق – تهيه و تنظيم غلامرضا نجاتي – صفحه ١٠٨) از قول حتي يک نفر از آنهمه جمعيت که در اولين جلسه دادگاه حضور داشته اند چنين داستاني در جائي نوشته نشده بوده است.
بدنبال پخش اين خبر از ايميل «استاد مهدی شمشيری» آقای هاشم حکيمی که سفير شاهنشاه آريامهر بوده و خود در زمان وزارت امورخارجه حسين فاطمی منشی دفترش بوده است، نوشته است: "درباره این ادعای بیجا که مصدق در جایگاه انگلیسها نشست که بسیار هم ابلهانه است کتابی بنام * راستی بیرنگ است * را روانشاد عبدالحسین مفتاح معاون سیاسی وسپس کفیل وزارت امورخارجه، دستچین شده مصدق و فاطمی نوشته که شرح کامل جریان دادگاه لاهه که خودش هم حضور داشته آمده است ولی کوچکترین اشاره ای به این حرکت مذبوحانه نکرده است!

در ضمن عکسی که در همان کتاب از شرکت کنندگان در دادگاه لاهه چاپ شده و روانشاد مفتاح هم در آن هست جهت مزید بر آگاهی به پیوست تقدیم میکنم. برای جنابعالی تندرستی و شاد کامی آرزو میکنم. با تقدیم شایسته ترین احترامات، هاشم حکیمی "
فرتور (عکس) بالا مربوط به دادگاه لاهه میباشد و در دست راست مصدق – نصرالله انتظام و دکتر علی شایگان قرار دارند. اشیاء روی میز را با دقت نگاه کنید- تمام آنها عیناً بدون کوچکترین تغییری در روی میز در عکس پائین هم دیده میشوند، ولی در طرف راست مصدق پروفسور رولن بجای انتظام آمده و دکتر شایگان یک نفر به عقب رفته. لباس و پیراهن و کراوات مصدق و شایگان و دیگران را در دو عکس مقایسه کنید کاملاً یکی است و تردید ندارد . گمان ميرود که نفر پشت سر مصدق در هر دو عکس دکتر غلامحسین مصدق پسر مصدق باشد. عبدالحسین مفتاح هرگز عضو هیچ یک از هیئت های نمایندگی ایران در لاهه یا شورای امنیت نبوده است.





مصدق و همراهان که هنگام پياده شدن از اتومبيل زير بازوانش را گرفته بودند در جلوی در ورودی دادگاه لاهه ناگهان با عجله وارد ساختمان می شود