۱۳۸۹/۰۷/۲۵

گفتگوهایی درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین/2

گفتگوکننده: مارال آریایی
http://hakhamaneshian.net/ftopicp-8743.html#8743


در دیداری که با استاد عطایی داشتیم، از استاد خواهش کردیم که ما رو با شخصیت امید عطایی فرد آشنا کنند. امید دیروز چه فراز و نشیب هایی رو طی کردند که به استاد امید عطایی فرد امروز ما می شناسیم... قبل از اینکه سخنان استاد رو آغاز کنم. می خواهم برداشت خودم را بیان کنم: ایشان ظرافت خاصی در همه نکات داشتند، چه در پذیرایی کردن از مهمانان خود و چه در سخنانشان.و در میهن دوستی ایشان مشخص بود که همه جوانب را سنجیده اند و از کوچکترین فرصت بهترین بهره را برده اند.و رازهای نهفته در شاهنامه را با علاقه کنکاش کرده اند، چنانکه برای آغاز سخن هم از شاهنامه بهره برده اند... برای اینکه من جای مناسبی برای آغاز کار پیدا کنم، آزمایشی ایشان سخنانی فرمودند ،مناسب دیدم این سخنان را هم بیان کنم. باشد که دوستان بهره ببرند

استاد: به نام خداوند جان و خرد، کزو برتر اندیشه برنگذرد
می خوام یادی بکنم از شاهنامه و فردوسی بزرگ. آیا ما شاهنامه رو می شناسیم و شاهنامه چه سودی برای ما داره، چه برآیندی برای در زندگی ما داره. آیا فردوسی را به گونه یک سراینده، سراینده ای که تنها نشسته تاریخ ایران رو گفته و زبان پارسی رو زنده کرده ، به اینگونه باید نگریست؟ یا ژرف تر از اینها باید شاهنامه رو کاوش کرد.

مارال: همین سخنان باعث شد که یاد حرف های گذشته بیفتم، که ایشان از انجمن اشا سخنانی گفته بودند، و تشویقهایی که برای جوانان امروز دارند؟؟؟

آغاز سخن
در حدود سال 1370 به بعد انجمنی رو درست کردیم به نام انجمن شاهنامه دوستان ایرانی، اَشا . ما هفته ای یکبار گرد هم می آمدیم و به خواندن شاهنامه می پرداختیم، بیت به بیت رو همه با صدای بلند می خوندیم و معنای بیت رو، گزارش اون بیت رو و داستان رو می گفتیم.یکی از برآیند های بسیارجالب شاهنامه خوانی این بود که فن بیان بچه ها و اعتماد به نفس شون خیلی بالا رفت و دیدگاهی بهتر نسبت به زندگی و نسبت به میهن شون پیدا کردند و ایران رو بیش از پیش دوست داشتند. شاهنامه خوانی به ما می آموزانه که از هر نقطه ای می تونیم آغاز کنیم و جلو بریم. نباید هراس داشته باشیم از اینکه چیزی رو نمی دونیم و یا تنبلی کنیم برای دانستن و آگاه شدن. فقط آغاز کنید، جلو برید، خود به خود راه شما هموار خواهد شد، عشق به میهن همه ی دشواری هارو کنار می ذاره و به زندگی شما معنا می بخشه. شاهنامه صرفا یک تاریخ نیست ، گنجینه ایست از حکمت، درس های زندگی، روش های رشد و پیشرفت.
منهم زمانی که ایرانشناسی رو آغاز کردم، آگاهی نداشتم و این باعث نشد که در این راه جلو نیام، باید خوند، کتاب بخونید، کتاب های خوب رو تهیه کنید، کتاب های خوب مانند کالاهای روزمره نیستند که در دسترس باشند.دیر یا زود نایاب خواهد شد.پس به محض اینکه کتاب خوبی در زمینه ایران شناسی چاپ می شه، نشر می شه، کتاب رو تهیه کنید و با دقت بحونید. خود خواندن هم روش هایی داره ، گاهی شما خط هارو می بینید و رد می شید، باید بخش های اصولی و اساسی یک کتاب رو به یاد بسپارید. می تونید در حاشیه کتاب یادداشت هایی بکنید، خط بکشید و اگر به نویسنده کتاب دسترسی دارید و یا کسانی که در این زمینه آگاهی های بیشتری از شما دارند، پرسش های خودتون را حتما مطرح کنید. حتی می تونید فهرست وار نکته های جالب و مهم این کتاب رو در یک دفترچه بنویسید. کتاب های مرجع رو، کتاب های بسیار مهم رو هر چند سال یکبار از بخوانید، دوباره بخوانید. زمانی که برای بار دوم و سوم این کتاب رو می خونید در می یابید که در نخستین بار چیزهایی از چشم و ذهن شما به دور مانده و این بار آگاهی هایی ژرف تر و فراگیر تر به دست می آورید. پیشنهاد من به شما دوستان اینه که : مدیریت زمانی داشته باشید، زندگی خودتون رو زمان بندی کنید و از هر دقیقه و از هز ساعت خودتون به درستی بهره ببرید و هیچگاه زمان رو وقت رو بیهوده هدر ندهید.

مارال : از آنجایی که در زندگی هر شخصی حوادث گوناگونی اتفاق می افتد که مسیر و هدف زندگی رو مشخص می کند، مشتاق بودم، بدانم که چگونه امید عطایی به این سو کشیده شدند و بزرگانی که در این هدف ایشان را همراهی کرده اند؟؟؟

استاد:
با توجه به این که پدر من از ناشران پیش کسوت نشر کتاب در ایران بودند خود به خود من از کودکی به کتاب گرایش بسیار زیادی داشتم، و شدیدا علاقمند به مطالعه بودم تا اینکه در نوجوانی پس از اینکه به موزه ها و گنجینه گاه ها رفتم بیش از پیش توجه ام به ایران و میراث آن جذب شد و سرانجام از حدود 18 – 19 سالگی به ایران شناسی روی آوردم و با عشق و شوری که همچنان مانند روز اول هست در این راه جلو خواهم رفت تا پایان زندگیم. زیرا بر این باورم که ایران زمین بنیانگذار تمدن و فرهنگ هی بزرگ بشری است و هیچ سرزمین و هیچ کشوری بسان ایران از چنین میراثی برخوردار نیست. در این زمینه دریافتم که ایران شناسی دچار کژی ها و کاستی هایی هستش و با توجه به دو استاد بزرگ، استاد حبیب الله نوبخت و استاد ذبیج الله بهروز، که ایران شناسی ایرانی را برای ما به یادگار گذاشته بودند، برآن شدم که این مکتب رو دنبال کنم، یعنی نه ایرانشناسی بیگانه و نه ایران شناسی دولتی روپی گیری کنم بلکه ایران شناسی ناب و به دور از هر گونه تحریف و ناراستی. که منجر به این اندیشه شد، کوشش برای دانشنامه ی ایران باستان. زیرا برای ایران پس از ساسانیان کارهای زیادی انجام شده ، اما در مورد ایران باستان بسیار بسیار ما زمینه های تاریک و خالی داریم. پس دست به کار شدم و کم کم با جذب جوانان دوستدار ایران، گروه های آزمایشی درست کردیم. در سرمای زمستان و در گرمای تابستان در هر شرایطی ما به کار ادامه دادیم تا اینکه سرانجام، با آشنایی با پایگاه پژوهشی هخامنشیان، تصمیم بر این گرفته شد که دانشنامه ایران باستان، به گونه ی اینترنتی و رایانه ای، به جلو بره و امیدواریم و هر چه زودتر ناشری برای نشر کاغذی دانشنامه به ما بپیونده...