۱۳۸۸/۰۵/۱۵

ایران. اسلام. عرب (۱۹)


تشیع: گره گاه ایران و اسلام (۱)
هیچ مذهبی مانند تشیع در کشمکش ایران و عرب، مجوسیت و اسلامیت، دچار این همه پیچیدگی و ابهام نیست. این مذهب از یکسو دستاویز باستانگرایان ایرانی در برابر اسلامگرایان ایران و عرب بود؛ و از سوی دیگر سنگر پیروان اهل بیت در برابر اهل سنت به شمار میرفت. بعدها پس از غیبت مهدی (امام دوازدهم)، دو روی اصلی سکه تشیع را هفت امامی ها و دوازده امامی ها تشکیل میدادند. اولیها پرچمدار شیعه سیاسی و ایرانگرا و دومیها علمدار شیعه مذهبی و اسلامگرا بودند. نظام‌الملك نوشته است كه «سينباد» گبر، سپهسالار ابومسلم، با همياري شاعيان (پيروان تشيع) و رافضيان و خرمدينان، به كينخواهي ابومسلم به جنگ با تازيان پرداختند و: مذهب خرمه‌ديني با گبري و تشيع آميخته شد و بعد از آن، در سِر [پنهاني]، با يكديگر مي‌گفتندي تا هر روزي پرورده‌تر مي‌شد تا به جايگاهي رسيد كه اين گروه را مسلمانان و گبران: خرمه‌دينان مي‌خواندند.
 «شهاب‌الدين تواريخي» از قول علي موسي الرضا (امام هشتم شيعيان) خطاب به «فضل بن سهل ـ ذوالرياستين» وزير مامون نوشته است: ــ كار شما رافضيان نه خدايي باشد كه همه هوايي باشد... پدرت كه گل‌گيري كردي در آتشكدهاي گبركان، آورد تا بدين جا رساند كه كليد مشرق و مغرب در دست تو نهاد و خاتم خلافت روي زمين در انگشت تو كرد...
 و سپس مي‌نويسد كه «فضل» به «مامون» مي‌گويد: ــ‌ اين علوي حجازي قصد تو مي‌كند و در سِر، شيعه را بر تو بيرون خواهد آوردن...
«تواريخي» در بخش ديگري از نوشتارش رافضيان را از ريشه گبركان مي‌داند. [برگرفته از: گنجينه سخن، جلد سوم] نوشتار شهاب الدین تواریخی نشانگر آن است که چگونه جناح باستانگرای ایران میخواست با یک رشته چاره و تدبیر، میان پسرعموهای عباسی و علوی را به سود خودش شکرآب کند. و اینکه چگونه امام رضا با هوشیاری به این نیرنگ پی برده بود؛ هرچند کاری از پیش نبرد. در یک کلام، متظاهران به اسلام و به ویژه تشیع، علی را نه تنها رویاروی محمد، بلکه بعدها فراتر از او قرار دادند. در کتاب «بیان الادیان» که در سال ۳۰۳ هجری قمری نگاشته شده درباره فرقه باطنیان آمده که: <آنان میگویند شریعت را ظاهری است و باطنی. آن باطن را رسول دانست و جز با علی به کسی نگفت. و علی با فرزندان و شیعه و خاصگان خودش گفت. و باطنیان چنین میگویند که با دانستن باطن دین، نیازی به رنج طاعات و عبادات نیست! ... این کیش بر اثر فتنه‌انگیزی «قداح» که با دین محمدص کینه دیرینه داشت، پدید آمد>.
 نظام الملک در کتاب سیاست نامه آورده که یعقوب لیث: <در سِِـرّ، در بیعت اسماعیلیان آمد و بر خلیفه بغداد، دل، بد کرد>. سپس اشاره میکند که هنگام نبرد، پیغام خلیفه را در لشگرگاه یعقوب جار زدند که هرکس با خلیفه مخالفت کند با رسول و خدا خلاف کرده است. بدینگونه برخی از امیران و لشگریان اسلامگرا از یعقوب جدا شدند و به صف دشمن پیوستند. همین نویسنده میان شیعه اصیل و عربی با شیعه ایرانگرا و ضد عرب، تفاوت و جدایی گزاشته و برای نمونه در فصل ۴۱ احادیثی از رسول اسلام درباره نکوهش و کشتن رافضیان آورده است. در فصل ۳۳ از حلم و بزرگواری حسین بن علی ستایش کرده که روزی <جبه ای دیبای رومی گران مایه نو پوشیده بود و دستاری به غایت نیکو بر سر بسته>. کاسه ای از دست غلامی رها میشود و بر سر و روی او میریزد اما حسین بن علی خشم خود را فرو میخورد و حتا غلام را آزاد میکند. نکته ای که در روایت یادشده از قول یک اهل سنت آمده و مغایر با برخی روایات دیگر است، گرایش به زیبایی و تمول در میان آل علی میباشد.
 در كتاب «دبستان مذاهب» به آیاتی اشاره شده که <در شاءن علی و آلش بود> و به گمان برخی از فرقه های شیعه به دست عثمان سوزانده شد. همچنین آمده كه مناظره‌اي ميان شيعه و سني در مي‌گيرد و فرد شيعه مي‌گويد: <شما در اصل دروغگوييد. ابوحنيفه كه امام اعظم شماست مردي بود كابلي نژاد و به شاگردي امام جعفر صادق اختصاص داشت. انجام، برگشته بر مطابق مذهب پدرانش كه مجوس بودند راي وسيع انگيخت و نشان آيين مجوس آنكه مثلث خوردن درست دانست و احتياط را از ميان برگرفت و كافر را نجس نشمرده گفت: نجاست معنوي دارد و امثال آن>. سني گفت: <تو خود قائلي كه ابوحنيفه شاگرد امام جعفر بود. پس آنچه مذهب امام جعفر است او آشكار كرد و ما قائل نيستيم كه مردم شما را ربطي به امام باشد بلكه مردم شما مجوسانند. چون مقهور و مقلوب شدند ناچار به اسلاميان پيوستند و اسلام را با عقايد مجوسيه آميختند؛ چنانكه از نماز نوروز كه رسم مجوس است معلوم مي‌شود. و همچنين سه وقت پرستش حق بر آيين مجوس به جاي مي‌آورند. تَياسُر كه ميل به چپ گرفتن و از جهت قبله منحرف شدن است گزيده مي‌شمارند. چون نمیتوانند که صریح بگویند پنج وقت نماز نسزد، میگویند وقت ظهر و عصر، و همچنین شام و خفتن مشترک است. و همچنین متعه پژوهی را از مزدکیان برداشته اند.>. [جلد يكم، ص 291]
 در کتاب یادشده از زبان آذرکیوان پیشوای گروه آبادیان آمده: <آیین شیعه را ایرانیان از این بستدند که چون آن حضرات آتشکده های این گروه برافکنده و دین سابق ایشان را از میان برداشته لاجرم آن بغض و حسد در دلهای این طایفه مانده است >. و در بخشی دیگر ، نویسنده کتاب «دبستان مذاهب» نگرشهایی را پیش کشیده که شاید نتوان همه را یکسره پزیرفت و نیازمند بررسی بیشتر است: <گویند در مدینه آنجا که رسول مدفون است هیکل ماه بود و آن پیکرکده را مهدینه میگفتند یعنی قمر دین است و دین قمر، حق است و تازیانش مدینه کرده اند. و آورده اند که در نجف اشرف آنجا که روضه امام مومنان علی است آتشکده ای بود فروغ پیرای نام و آن را نکف میخواندند یعنی: نااکفت. و اکفت، آسیب را گویند و اکنون نجف شده. و چنین در کربلا آرام جای امام حسین علیه السلام آتشکده بوده است «مه یارسور» نام، و «کاربالا» نیز میگفتند یعنی: فعل علوی و اکنون کربلا شده. و در بغداد آنجا که امام موسی آسوده است آتشکده ای بود «شیدپیرای» نام. و در آن مقام که آسایش جای امام اعظم ابوحنیفه کوفی است آذرکده بود «هوریار» اسم. و در زمین توس آنجا که گنبد امام رضا است آتشکده ای بود «آذرخرد» نام... >.
 برخی از پژوهندگان معاصر، امامت دوازده گانه موروثی را با دوازده امشاسپند زرتشتی و نظام پادشاهی اهورایی همسنجی کرده اند. دارمستتر میگوید: <دکترین شیعه اقتباسی است از اعتقاد ایرانیان به فره ایزدی که با اسلام تطبیق یافته است>. هنری کربن از دید استوره شناسی، امامت شیعی را همان فتوت زرتشتی دانسته است. ناصح ناطق، فشار اعراب و هماهنگی تشیع با زرتشت در عدالت و آزادی، و نیز پیوند ائمه شیعه با دودمان ساسانی را انگیزه پزیرش این مذهب از سوی ایرانیان میداند.