۱۳۸۸/۰۲/۱۰

نگرشی بر: شاهنامه/ ویرایش خالقی‌مطلق


{امیدعطایی فرد}
بیگمان در این زمان، بزرگترین و برجسته ترین گردآوری نسخه‌ها و دستنویسهای شاهنامه، از آن استاد «جلال خالقی مطلق» میباشد. وی با بررسی ده‌ها نسخه، که بنیادیترین آنها را در زیرنویس آورده، کار پژوهندگان را بسیار آسان نموده و ایشان را سپاسگزار خود کرده است؛ اما ویرایش و گزینش خالقی مطلق را نمیتوان بهترین دانست و دارای کژیها و گزینشهایی بس نادرست است. من در کتاب «دیباچه شاهنامه» از آغاز شاهنامه تا پایان داستان جمشید را ویراسته‌ام و خوانندگان میتوانند به تفاوت و دیگرگونی این دو ویرایش پی ببرند. مهمترین اشتباه ویراستاران شاهنامه این بوده که به پارسی‌گویی فردوسی چندان توجه نکرده‌اند. در اینجا به نمونه‌هایی پراکنده از مصرعها اشاره میکنم و نسخه بدل (گزینش خودم از دیگر دستنویسها) را در کمانک می آورم.
۱. فردوسی خواب میبیند که دقیقی میگوید اشعار نیمه تمامش را در شاهنامه بگزارد:
خالقی: اگر بازیابی بخیلی(!) مکن / (عطایی: سخنها سراسر نیامد به بن)
۲.در پایان نقل قول هزار بیت دقیقی از زبان فردوسی درباره خداینامه میخوانیم:
خالقی: فسانه کهن بود و منثور بود/ (عطایی: چو جامی گهر بود و دستور بود)
فردوسی در دیباچه گفته که شاهنامه را نباید دروغ و «فسانه» خواند. بنابراین ثبت خالقی نادرست است و شگفتا که هیچ شاهنامه پژوهی را ندیده‌ام که از این خطا (نام بردن از افسانه!‌های شاهنامه) به دور بوده باشد. از سوی دیگر در شاهنامه بارها از جامهای پر از گوهر به عنوان ارمغان و هدیه یاد شده است؛ بنابراین خداینامه به جام گوهرآگینی همانند شده که دستور و رهنمای خردمندان است.
۳.در آغاز اشکانیان در ستایش شاه آمده:
خالقی: همان خسروی قامت و منظرش/ (عطایی: که جاوید بادا سر و افسرش)
۴.در آغاز پادشاهی شاپور اردشیر، پس از یادکرد خداوند آورده:
خالقی: سپهر و ستاره زمین کرده اند/ (کرده است)
اینکه پس از دو بیت که فعل مفرد آمده ناگهان فعل جمع به کار برده شود، نادرست میباشد.
۵.زمانی که کیخسرو مینگرد به جام جهان نما که از برج ماهی (حوت) تا بره (حمل) را دارد، افزون بر دوازده برج، از هفت سیاره یاد شده و خالقی به اشتباه به جای شید (خورشید) آورده: شیر!
چو کیوان و بهرام و هرمزد و شیر /(: شید)
چو ناهید و تیر از بر و ماه، زیر [داستان بیژن و منیژه]
۶.در دفتر هفتم ویراسته مشترک خالقی و ابوالفضل خطیبی این بیت الحاقی و همانندهای آن دیده میشود:
ز منبر چو محمود گوید خطیب-به دین محمد گراید صلیب!
درخور نگرش اینکه در برابر پنج دستنویس، هشت نسخه دیگر از این بیت یاد نکرده اند. [نامه نوشیروان به هرمزد]
۷. در آغاز داستان هرمزد فردوسی میگوید:
خالقی: نبینی پس از مرگ آثار من/ (عطایی: ببینی)
آیا فردوسی که به استواری باور دارد شاهکارش جاودانه است، چنین باوری دارد که پس از مرگش آثار او نمی‌ماند؟!! درخور نگرش اینکه در یک دستنویس به جای آثار آمده: آزار.
۸.فردوسی در آغاز داستان کین سیاوش میگوید:
خالقی: نگیرم مگر یاد تابوت و دشت / (: تشت)
به جای تابوت، گاهی از واژگانی دیگر مانند صندوق نیز بهره برده شده و در اینجا کلمه دشت بی معناست.
۹. فردوسی در آغاز رستم و هفت گردان میگوید:
خرد را و دین را رهی دیگرست-
خالقی: سخنهای نیکو به پند اندرست/ (: بند)
فردوسی کیش خلافت عباسی را نداشته و سخنهای نیکو را در «بند» و زنجیر میداند. استواری دیدگاه من از اینجا آشکار میشود که فردوسی در سرآغاز پادشاهی کیخسرو آورده است (ضبط خالقی):
هنر با نژادست و با گوهرست / سه چیزست و هر سه به «بند» اندرست
۱۰. در آغاز جنگ بزرگ کیخسرو میگوید چشم به راه شاهی بوده که:
خالقی: جوادی که جودش نخواهد کلید /(عطایی: بزرگی که دادش نخواهد کلید)
به راستی آیا فردوسی واژگانی چون جواد و جود! را به کار میبرده؟
۱۱. در همان بخش میگوید:
خالقی: برین نامه بر عمرها بگذرد / (: سالها)
خالقی: کنون خطبه‌یی یافتم پیش از آن /(عطایی: کنون خامه برتافتم زین نشان)
۱۲.ویرایش خالقی در سرآغاز سوگنامه رستم و اسفندیار با ذکر شماره بیتها چنین است:
به پالیز بلبل بنالد همی-گل ازناله او ببالد(؟) همی[بیت۶]
شب تیره بلبل نخسپد همی....[بیت ۷]
بخندد(؟) همی بلبل از هر دوان....[بیت ۹]
که داندکه بلبل چه گویدهمی-به زیر گل اندر چه موید همی [ بیت۱۳ ]
همی نالد از مرگ اسفندیار-ندارد جز از ناله زو یادگار[بیت ۱۵]
در همه بیتهای یادشده بلبل درهال نالیدن است اما در بیت ۹ میخندد!! این بیت در نسخه بدل اینگونه آمده و با توجه به بیت ۷ درست است:
نخسپد همی بلبل و هر زمان. [عطایی/۹]
یکی از پژوهشگران که شوربختانه نامشان را فراموش کرده‌ام به جای واژه های «نخسپد» و «بخندد» بر این باور بوده که کلمه: «بخنبد» از ریشه خنیا و آواز بوده است.
۱۳. در داستان ارجاسپ پاره ای نسخه ها از گشتاسپ به گونه «شاه جهان» یاد کرده اند اما خالقی «شاه کیان» را برتری داده که از دیدگاه معناشناسی درست نیست زیرا کیان خود معنی شاهان را میدهد.
۱۴.در داستان بهرام گور بیت ۲۲۷۳ چنین است:
چو بنمودخورشید بر چرخ دست-شب تیره بار غریبان (؟)ببست
اما در یک نسخه بدل این مصرع زیبا آمده که نشانه خون ریختن از چهره شب یعنی سرخی بامدادان است: شب تیره، رخ را به ناخن بخست.
۱۵.در نمونه‌هایی دیگر، واژگان پارسی درنسخه بدلها نادیده گرفته شده‌اند؛ مانند: *عدد (نسخه بدل: شُمر). داستان دارا. بیت ۶۷ / *رمح (نیزه).داراب. بیت ۴۰/و...
۱۶. بیتهای فراوانی از متن به حاشیه برده شده که بیگمان از فردوسی بوده و به همین سبب نسخه مورد قبول خالقی مطلق بیش از ده هزار بیت کمتر از شاهنامه اصلی دارد.
۱7. در داستان «هرمزد نوشیروان» این نادرستی دیده میشود: گر از کیقباد اندر آری شمار/ بر این تخمه بر سالیان «صد هزار».
صدهزار نادرست است و با نگرش به دستنویسهای دیگر باید: «شد هزار» و یا «سه هزار» باشد.
درود بر فردوسی بزرگ و سپاس از خالقی مطلق.

۵ نظر:

ناشناس گفت...
این نظر توسط یک سرپرست وبلاگ حذف شد.
آزراا برزینووا مهریووووا گفت...

به به! چه کیفی داره !

پالایش را ادامه می دهید ؟

آیا امیدی هست که شاهنامه ی پالوده ی شما تا چند سال آینده در فروشگاه هاآمده باشد؟

پاینده میر عطایی
پاینده ایران

نوشین گفت...

تهران چگونه تهران شد بروزم

ازر برزین مهر گفت...

پالایش را ادامه می دهید ؟

آیا امیدی هست که شاهنامه ی پالوده ی شما تا چند سال آینده در فروشگاه هاآمده باشد؟

پاینده میر عطایی
پاینده ایران

ناشناس گفت...

piruz bashid.