۱۳۸۹/۰۷/۲۸

ارمنی ها


یادداشت{امید عطایی فرد}:
  مورخان باستان همواره ارمنستان(اورارتو) را بخشی از ایران بزرگ می دانستند. کوشش بسیاری، بویژه از سوی نویسندگان روسی انجام گرفته تا سرزمین و مردم اورارتو را جدا از مام ایران نشان دهند. با این همه، نشانه هایی روشن در دست است که نشانگر نژاد ایرانی اورارتویی می باشد. نخست به سندی درباره ی یگانگی اورارتو و ارمن می نگریم:

پیوتروفسکی: اورارتو
آخرین بار نام اورارتو (به شکل اوراشتو) در متن بابلی کتیبه ی داریوش بزرگ در بیستون (520 ق.م) به چشم می خورد و حال آن که در متن پارسی به جای آن؛ نام آرمینا(ارمنستان) نوشته شده است. نه تنها مردم سرزمین کنونی ارمنستان، بلکه مردم سایر نواحی جنوب قفقاز نیز که با یکدیگر مربوط بودند و در واقع فرهنگ واحدی داشتند، از میراث فرهنگی اورارتو فایده های بسزا بردند.. ظاهراً کیش مردم اورارتو نیز با کیش مردم آسیای مقدم، قرابتی داشته است.

دیوید م.لانگ: ایران و ارمنستان(1)
نویسندگان عهد باستان بارها به همانندی های جامه ها و آداب میان ارمنیان و مادها، پارسیان و پارتیان اشاره کرده اند. «استرابون» مادها را پایه گذار رسوم ارمنیان دانسته اند. نامهای اشخاص ارمنی تا اندازه ی زیادی ریشه ی ایرانی، به ویژه پارتی دارند. حتی هنگامی که گرجستان و ارمنستان رسماً به آیین مسیح در آمدند، پیوندهای نزدیکی در زمینه های دین، معماری و هنر میان این دو سرزمین و ایران وجود داشته است.

یادداشت{از امید عطایی فرد}:
به چند نام اورارتویی و پیوستگی احتمالی آنها با نامهای ایرانی می نگریم:
خُلد(ایزد)= خُرداد، خور.
ارد(ایزد)=ارد،ارت.
تیشبا(ایزد)= تیش بغ،تیشتر.
بگ بارتو(ایزد)= بغ پارتی.
اولهو، الهه(شهر)= اولهی(خدای خوزی)، الوهیم(خدای عبری).
آرزاشکو(دژ)= ارزه، ارزاسپ.
و نامهایی چون: تیر آریا(شهربانوی اورارتویی) و منوئه (=منوچهر،پادشاه اورارتو) کاملاً ایرانی هستند. اگر چه کسانی مانند «کامرون» کوشیده اند تا با ساختن نامهایی چون آسیایی! و قفقازی، میان تیره های آریایی جدایی افکنند، با این همه، وی اعتراف میکند:
هیچیک از کسانی که در سفر جنگی «سارگن» شرکت داشتند، نتوانسته بودند در سیما، جامه و زبان، تمایزی میان قفقازی و ایرانی تشخیص دهند..شمار نامهایی که می توانیم آنها را با کمترین تردید، ایرانی بخوانیم، کم نیست.(2)

«دیاکونوف» نیز اشاره کرده است که در هزاره اول ق.م همه ی اورارتوریان و مردم «ماننا» و ماد را «کوتی» می نامیدند.(3)

پی نوشت:
1.تاریخ ایران / از سلوکیان تا فروپاشی دولت ساسانی
2.ایران در سپیده دم تاریخ، 117
3.تاریخ ماد، 103

به نقل از :
کتاب ایران بزرگ، پژوهشی از امید عطایی، رویه91 و 92.انتشارات اطلاعات

۱۳۸۹/۰۷/۲۵

گفتگوهایی درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین/2

گفتگوکننده: مارال آریایی
http://hakhamaneshian.net/ftopicp-8743.html#8743


در دیداری که با استاد عطایی داشتیم، از استاد خواهش کردیم که ما رو با شخصیت امید عطایی فرد آشنا کنند. امید دیروز چه فراز و نشیب هایی رو طی کردند که به استاد امید عطایی فرد امروز ما می شناسیم... قبل از اینکه سخنان استاد رو آغاز کنم. می خواهم برداشت خودم را بیان کنم: ایشان ظرافت خاصی در همه نکات داشتند، چه در پذیرایی کردن از مهمانان خود و چه در سخنانشان.و در میهن دوستی ایشان مشخص بود که همه جوانب را سنجیده اند و از کوچکترین فرصت بهترین بهره را برده اند.و رازهای نهفته در شاهنامه را با علاقه کنکاش کرده اند، چنانکه برای آغاز سخن هم از شاهنامه بهره برده اند... برای اینکه من جای مناسبی برای آغاز کار پیدا کنم، آزمایشی ایشان سخنانی فرمودند ،مناسب دیدم این سخنان را هم بیان کنم. باشد که دوستان بهره ببرند

استاد: به نام خداوند جان و خرد، کزو برتر اندیشه برنگذرد
می خوام یادی بکنم از شاهنامه و فردوسی بزرگ. آیا ما شاهنامه رو می شناسیم و شاهنامه چه سودی برای ما داره، چه برآیندی برای در زندگی ما داره. آیا فردوسی را به گونه یک سراینده، سراینده ای که تنها نشسته تاریخ ایران رو گفته و زبان پارسی رو زنده کرده ، به اینگونه باید نگریست؟ یا ژرف تر از اینها باید شاهنامه رو کاوش کرد.

مارال: همین سخنان باعث شد که یاد حرف های گذشته بیفتم، که ایشان از انجمن اشا سخنانی گفته بودند، و تشویقهایی که برای جوانان امروز دارند؟؟؟

آغاز سخن
در حدود سال 1370 به بعد انجمنی رو درست کردیم به نام انجمن شاهنامه دوستان ایرانی، اَشا . ما هفته ای یکبار گرد هم می آمدیم و به خواندن شاهنامه می پرداختیم، بیت به بیت رو همه با صدای بلند می خوندیم و معنای بیت رو، گزارش اون بیت رو و داستان رو می گفتیم.یکی از برآیند های بسیارجالب شاهنامه خوانی این بود که فن بیان بچه ها و اعتماد به نفس شون خیلی بالا رفت و دیدگاهی بهتر نسبت به زندگی و نسبت به میهن شون پیدا کردند و ایران رو بیش از پیش دوست داشتند. شاهنامه خوانی به ما می آموزانه که از هر نقطه ای می تونیم آغاز کنیم و جلو بریم. نباید هراس داشته باشیم از اینکه چیزی رو نمی دونیم و یا تنبلی کنیم برای دانستن و آگاه شدن. فقط آغاز کنید، جلو برید، خود به خود راه شما هموار خواهد شد، عشق به میهن همه ی دشواری هارو کنار می ذاره و به زندگی شما معنا می بخشه. شاهنامه صرفا یک تاریخ نیست ، گنجینه ایست از حکمت، درس های زندگی، روش های رشد و پیشرفت.
منهم زمانی که ایرانشناسی رو آغاز کردم، آگاهی نداشتم و این باعث نشد که در این راه جلو نیام، باید خوند، کتاب بخونید، کتاب های خوب رو تهیه کنید، کتاب های خوب مانند کالاهای روزمره نیستند که در دسترس باشند.دیر یا زود نایاب خواهد شد.پس به محض اینکه کتاب خوبی در زمینه ایران شناسی چاپ می شه، نشر می شه، کتاب رو تهیه کنید و با دقت بحونید. خود خواندن هم روش هایی داره ، گاهی شما خط هارو می بینید و رد می شید، باید بخش های اصولی و اساسی یک کتاب رو به یاد بسپارید. می تونید در حاشیه کتاب یادداشت هایی بکنید، خط بکشید و اگر به نویسنده کتاب دسترسی دارید و یا کسانی که در این زمینه آگاهی های بیشتری از شما دارند، پرسش های خودتون را حتما مطرح کنید. حتی می تونید فهرست وار نکته های جالب و مهم این کتاب رو در یک دفترچه بنویسید. کتاب های مرجع رو، کتاب های بسیار مهم رو هر چند سال یکبار از بخوانید، دوباره بخوانید. زمانی که برای بار دوم و سوم این کتاب رو می خونید در می یابید که در نخستین بار چیزهایی از چشم و ذهن شما به دور مانده و این بار آگاهی هایی ژرف تر و فراگیر تر به دست می آورید. پیشنهاد من به شما دوستان اینه که : مدیریت زمانی داشته باشید، زندگی خودتون رو زمان بندی کنید و از هر دقیقه و از هز ساعت خودتون به درستی بهره ببرید و هیچگاه زمان رو وقت رو بیهوده هدر ندهید.

مارال : از آنجایی که در زندگی هر شخصی حوادث گوناگونی اتفاق می افتد که مسیر و هدف زندگی رو مشخص می کند، مشتاق بودم، بدانم که چگونه امید عطایی به این سو کشیده شدند و بزرگانی که در این هدف ایشان را همراهی کرده اند؟؟؟

استاد:
با توجه به این که پدر من از ناشران پیش کسوت نشر کتاب در ایران بودند خود به خود من از کودکی به کتاب گرایش بسیار زیادی داشتم، و شدیدا علاقمند به مطالعه بودم تا اینکه در نوجوانی پس از اینکه به موزه ها و گنجینه گاه ها رفتم بیش از پیش توجه ام به ایران و میراث آن جذب شد و سرانجام از حدود 18 – 19 سالگی به ایران شناسی روی آوردم و با عشق و شوری که همچنان مانند روز اول هست در این راه جلو خواهم رفت تا پایان زندگیم. زیرا بر این باورم که ایران زمین بنیانگذار تمدن و فرهنگ هی بزرگ بشری است و هیچ سرزمین و هیچ کشوری بسان ایران از چنین میراثی برخوردار نیست. در این زمینه دریافتم که ایران شناسی دچار کژی ها و کاستی هایی هستش و با توجه به دو استاد بزرگ، استاد حبیب الله نوبخت و استاد ذبیج الله بهروز، که ایران شناسی ایرانی را برای ما به یادگار گذاشته بودند، برآن شدم که این مکتب رو دنبال کنم، یعنی نه ایرانشناسی بیگانه و نه ایران شناسی دولتی روپی گیری کنم بلکه ایران شناسی ناب و به دور از هر گونه تحریف و ناراستی. که منجر به این اندیشه شد، کوشش برای دانشنامه ی ایران باستان. زیرا برای ایران پس از ساسانیان کارهای زیادی انجام شده ، اما در مورد ایران باستان بسیار بسیار ما زمینه های تاریک و خالی داریم. پس دست به کار شدم و کم کم با جذب جوانان دوستدار ایران، گروه های آزمایشی درست کردیم. در سرمای زمستان و در گرمای تابستان در هر شرایطی ما به کار ادامه دادیم تا اینکه سرانجام، با آشنایی با پایگاه پژوهشی هخامنشیان، تصمیم بر این گرفته شد که دانشنامه ایران باستان، به گونه ی اینترنتی و رایانه ای، به جلو بره و امیدواریم و هر چه زودتر ناشری برای نشر کاغذی دانشنامه به ما بپیونده...

۱۳۸۹/۰۷/۲۳

پادشاهی های اروپایی / دانمارک

بر اساس پژوهش های انجام شده، شادترین مردم دنیا در دانمارک زندگی می کنند. دانمارک در حدود 5.5 میلیون نفر جمعیت دارد و درصد فقر در این کشور بسیار ناچیز است. براحتی میتوان فهمید که چرا دانمارک شادترین مردم جهان را دارد چرا که سطح آموزش و پرورش در این کشور بسیار بالاست. مدارس از کیفیت بالای آموزشی برخوردارند و میزان شهریه مدارس خصوصی با توان مالی مردم سازگار است و مردم این کشور هم از درآمد خوبی برخودار هستند. دانمارک با کشورهای آلمان، سوئد و نروژ هم مرز است. متوسط عمر افراد در حدود 78 سال میباشد. در آمد سرانه مردم دانمارک 34.600 دلار در سال است. دانمارک از دموکراسی، برابری اجتماعی و محیط صلح آمیزی برخوردار و کشوری شکوفا و آباد است.
http://mohajersara.com/showthread.php?tid=2146
دانمارک از سلطنت مشروطه برخوردار است و قانون اساسی این کشور به ملکه (در حال حاضر ملکه مارگارت دوم) به عنوان شخص اول کشور قدرت اجرایی داده است. این قدرت اجرایی توسط نخست وزیر و اعضای کابینه اش اعمال می شود. اعضای دولت، شامل نخست وزیر و هیات وزیران، در مقابل پارلمان یعنی قوه مقننه کشور باید پاسخگو و مسوول باشند. پارلمان دانمارک از جنس مجلس اعلی است. به این معنا که مصوبه هایش تحت تاثیر قوانین قبلی (مصوبه های مجلس پیشین) قرار نمی گیرند.
اگرچه ملکه براساس قانون اساسی دانمارک شخص اول کشور و به عبارت دیگر رئیس کشور شناخته می شود اما این نخست وزیر است که ریاست دولت را برعهده دارد. مجلس ملی دانمارک متشکل از 179 نماینده منتخب است و انتخابات آن نیز هر چهارسال یک بار برگزار می شود. مجلس این قدرت را دارد که در صورت ندادن رای اعتماد به وزیران پیشنهادی، کل دولت را مجبور به استعفا کند. سیستم سیاسی دانمارک درست مثل اغلب کشورهای اروپای غربی به طور سنتی بر ائتلاف جریان ها و احزاب متمرکز است.
احزابی که در انتخابات پارلمان از اکثریت آرا برخوردار شده اند پس از ائتلاف با یکدیگر دولت را تشکیل می دهند. اما از آنجا که اعضای دولت باید در مقابل پارلمان و نماینده ها پاسخگو باشند، قانون حکم می کند که اعضای دولت نباید از میان نمایندگان انتخاب شوند.
http://www.amirzfarhad.blogfa.com/post-27.aspx

۱۳۸۹/۰۷/۲۱

فنیقی ها


رکن الدین همایونفرخ: تاریخ هشتهزار سال شعر ایرانی
در اسنادی که کشف شده، دیده میشود که پس از تصرف مصر به دست هوکسس ها (خوزی های ایرانی) سخن از کوچ و گریختن فنیقی ها از کرانه های خلیج فارس در میان است... آنچه که کتاب « حدودالعالم» نوشته با کتیبه های کشف شده درباره ی خوزی های ایرانی (هوکسس ها) و کوچ مردم فنیقی از کناره های خلیج فارس ، ما را به یک حقیقت مسلم تاریخی رهنمون است و آن اینکه: این قوم آریایی برای تجارت، به وسیله ی دریانوردی از سرزمینی که «فینیکی» نام داشته و در سواحل خلیج فارس بوده، کوچ کرده اند و خط را هم از ایران به کرانه های دریای مدیترانه برده اند و یونانی ها از آنان خط را اخذ و با کمی دخل و تصرف، خط لاتین را برای نوشتن زبان «کرت» برگزیدند و این خط، مادر خط های اروپا گردید. سامی نژادان این خط را اخذ کردند و پس از این که با ایرانیان در زمان کورش نزدیک شدند، خط آریایی را برای نوشتن زبانهای خود انتخاب کردند.

ویل دورانت: مشرق زمین گاهواره تمدن
نمی توانیم گفته دانشمندان بندر «صور» را انکار کنیم که برای هرودوت گفته بودند که اجدادشان از خلیج فارس به آن سرزمین آمده و شهر «صور» را در زمانی بنا کردند که ما اکنون به نام قرن بیست و هشتم قبل از میلاد می خوانیم.

تاریخ هرودوت:
اهالی فینیقیه از حوالی اقیانوس هند مهاجرت کرده اند... این عده در « آرگوس» نیز پیاده شدند که در آن دوره {جنگ تروا} مشهورترین بندر سرزمینی بود که در زمان ما تحت عنوان جامع «هلاس» در می آید... قسمت عمده ی معادن «آبدر» به وسیله ی فنیقی ها که در زمان «تاسوس» فرزند «فونیکس» به قصد مهاجرت به آنجا رفته بودند، کشف شده بود... این جماعت {فنیقی ها} بنا بر سنت اظهار می دارند که در عهد قدیم، ساکن حدود خلیج فارس بوده اند و سپس به کرانه های سوریه و در سامانی تا حدود مصر که فلسطین نام دارد، مهاجرت کرده اند.


بن مایه:کتاب ایران بزرگ، رویه 91. پژوهشی از امید عطایی فرد.انتشارات اطلاعات

۱۳۸۹/۰۷/۱۷

برای دیدن تخت جمشید باید دور دنیا سفرکرد

 

 
 
نقش برجسته سرباز هخامنشي
 
 
 

نقش برجسته سرباز هخامنشی در موزه «ارمیتاژ» سن پترزبورگ روسیه ـ اهدایی دولت ایران به این موزه در سال 1935 میلادی
 
 
سر سرباز هخامنشي در موزه «آرميتاژ»
 


 

 
نقوش سنگي تخت جمشيد در موزه بريتانيا

 
1- نقش برجسته دو مادي از پلکان شمالي آپادانا
 
 

 

2-نقش برجسته ارابه‌ران از پلکان شمالي آپادانا

انتقال از تخت جمشيد در جولاي سال
۱۸۱۱ توسط «رابرت گوردون» از اعضاي هيأت سياسي «سر گور اوزلي». سر اسبان اين نقش توسط سر گور اوزلي به پسرش هديه شد که در سال ۱۹۸۵ موزه «ميهوي» ژاپن آن را خريداري کرد که در جاي خود نشان داده خواهد شد
 
 

 


3-نقش برجسته سربازن جاويدان
 
 



 

4-نقش برجسته اسفينکس
 
 

 

موزه «ميهو» ژاپن

در موزه ميهوي ژاپن دو حجاري از تخت جمشيد  وجود دارد. همان گونه که گفته شد يکي از اين دو ادامه نقش ارابه ران در موزه بريتانياست که موزه "ميهو" درسال
۱۹۸۵ آن را خريده است.

نقش اسبان ارابه در موزه ميهو (ژاپن)
 
 
سر اسبان ارابه - موزه ميهوي ژاپن

 

همان گونه که گفته شد، اين نقش ادامه حجاري ارابه‌راني است که در موزه بريتانيا قرار دارد. به تصوير زيرين توجه کنيد.
 
 
نقش کامل ارابه‌ران
 

 

 
نقش خدمتکار از تخت جمشيد موزه ميهو (ژاپن)
 

قطعات تخت جمشيد در موزه‌هاي ايالات متحده آمريکا
۱-موزه «متروپوليتن» نيويورک

 
نقش برجسته ملازمين به ابعاد ۶۴ در ۸۶ سانتيمتر، بنياد «هريس بريس بن ديک»
 
 

 

قطعات سنگي تخت جمشيد در موزه «بوستون»
۱-نقش برجسته سرباز هخامنشي در موزه «بوستون» به ابعاد ۵۳ در ۴۶ سانتيمتر


 
 

۲-نقش برجسته يک نجيب زاده مادي و دو هديه آور به ابعاد ۴۵ در ۷۷ سانتيمتر
 
 

 

۳-نقش برجسته يک ملازم به ابعاد ۶۹ در ۳۲ سانتيمتر

 

 
قطعه سنگي ديگري از تخت جمشيد در موزه «بروکلين» نيويورک

 
نقش برجسته نگهبان هخامنشي در موزه بروکلين

 

 
قطعه سنگي ديگري از تخت جمشيد در موزه شهر ديترويت

 

 
نقش برجسته يک خدمتکاردر موزه ديترويت
 


قطعات سنگي تخت جمشيد در موزه شرقشناسي دانشگاه شيکاگو

۱-رديفي از شيرهاي غران تخت جمشيد در موزه دانشگاه شيکاگو
 
 

 
۲-سر ستوني از تحت جمشيد در موزه دانشگاه شيکاگو
 
 

۳-سر ستون ايوان شمالي کاخ صد ستون-اکنون در موزه دانشگاه شيکاگو
 
 

۴-سر سنگي گاو نر از جبهه شرقي رواق شمالي کاخ صد ستون-موزه دانشگاه شيکاگو

 
براي درک ابعاد اين مجسمه به تصوير زيرين بنگريد
 
 





با سپاس از بهزاد قویدل
 

۱۳۸۹/۰۷/۱۴

هیتی ها


احمد بهمنش: تاریخ ملل آسیای غربی
در کتیبه های آشور و بابل اغلب به ملت و حکومت نیرومند «هاتی» اشاره شده که در هزاره ی دوم و اول ق.م مزاحمت بابلی ها و آشوری ها را فراهم می ساختند. کتیبه های مصری نیز به همین گونه از پادشاهی نیرومد «هِتا» که از سده پانزدهم تا سیزدهم ق.م دشمن سرسخت مصریان بودند، یاد میکنند. به این ملت که به مناسبت نام پایتختشان(هاتی) :هیتی خوانده میشوند، در سوریه و آسیای کوچک آثاری نسبت میدهند که از لحاظ ظاهر، با آثار آشور و بابل و مصر متفاوتند.. امروزه در اینباره هیچ نوع ابهام و تردیدی باقی نیست که زبان هیتی از زبانهای آریایی است که از قدیمی ترین ایام پس از سایر زبانهای این خانواده جدا شده است..

الیور گرنی: هیتی ها
در مدارک آشوری سخن از سوریه و «توروس» به عنوان سرزمین « هاتی» به میان می آید...سنتهای فرهنگی هیتیایی از «ملتیه» تا مرزهای «فلسطین» تا زمانی که سراسر این ناحیه به صورت بخشی از امپراتوری آشور در آمد، ادامه داشته است... دولتهای هیتیایی شاید تا اندازه ای احساس پیوستگی نژادی یا فرهنگی با «اورارتو» می کردند.

یادداشت{امید عطایی فرد}:
شهرهای هیتی ها مانند «نسا» و «آرینا» آشکارا نامهایی ایرانی دارند. همچنین میتوان از شهر سَلَم (salam) یادکرد که یادآور سلم پسر فریدون است. شاید اورشلیم نیز به معنی شهر سلم باشد. از سوی دیگر نامهای «عاد» و «هود» با «هات» و «هیت» میتوانند در پیوند باشند.

بن مایه:کتاب ایران بزرگ، رویه 87. پژوهشی از امید عطایی فرد.انتشارات اطلاعات

۱۳۸۹/۰۷/۱۲

پرده ای از استاد رسام ارژنگی

جنگ یعقوب لیث با سپاه خلیفه
ده سال برای پیدا کردن لباس و اسلحه و غیره، بررسی و وقت صرف شده است
رسام ارژنگی


۱۳۸۹/۰۷/۰۷

کاسی ها

یادداشت{از امید عطایی فرد}:
نام بومهایی مانند کوس(تمیشان مازندران)، کاشان، کاسپین(قزوین) و .. نشانگر حضور قومی کهنسال در این حوزه ی جغرافیایی می باشد که برای قرنها، قلمرو خود را گسترش دادند.

ذبیح بهروز:خط و فرهنگ
در حدود هجده قرن پیش از میلاد یا مدتی پیشتر، مردمی به نام «کاشی» با سپاه آراسته و اسلحه ی تازه که تا آن زمان سابقه نداشت، از ایران به بابل آمدند. آمدن چنین قوای با عظمت و آراسته ای که بتواند شش تا نه قرن در بابل پادشاهی کند و آثار مرتبی از خود به یادگار بگذارد، از حوادث مهم جهان شمرده شده و حتی برخی می خواهند این حادثه را زمینه ی مبدا تاریخ مهاجرت یا ظهور آریایی ها قرار دهند. حفاری هایی که در مصر و مغرب ایران باستان شده آثار دیرینه ی اقوام ایرانی فراموش شده ی اورارتو، میتنی (میتانی)، هری(هوری)، ختی (هتی) و «مشکی» را پس از چند هزار سال ظاهر ساخت و مدارک تمدن عظیم شوش و خوزستان را در معرض نمایش جهان در آورد... حوادثی که در عصر کاشی ها در مغرب آسیا و مصر واقع شده است از هر حیث قابل توجه است و ما به برخی از آنها اشاره میکنیم. از حوادث مهم این عصر رفتن «هوکسس» ها به مصر و بردن اسبهای ایران به آنجاست. هوکسس ها حدود پنج قرن در مصر پادشاهی کردندو عاقبت از مصر بیرون آمدند. آثار پادشان « هوکسس» که از جزیره «کرت» تا اطراف بغداد دیده شده، شهرت این پادشاهان را تا این نقاط دوردست می رساند. مطابق معمول بر سر نژاد این قوم هم نزاع است؛ ولی پس از سالها نزاع و لجاج اخیراً نوشته اند که آنها از نژاد ختی ها(هتی ها) و هند و ایرانی هستند... معنی «هوکسس» ظاهراً باید صورتی از کلمه فارسی باستانی «هوخشس» یعنی «شهریار خوب» باشد.. اواسط دوره ی فرمانروایی کاشی ها در بابل، عصر صلح و امنیت و تجارت و مسافرت و وصلت زناشویی میان پادشاهان مصر و میتنی(میتانی) و ختی و بابل و غیره بوده است. چنین پادشاهانی که با نقاط دوردستی مثل مصر مراوده و مکاتبه داشته اند، محال است که علاقه ی ایشان به وطن خود -ایران- که از آن جدا نبودند، قطع شده باشد. پس از کاشی ها مدت چندین قرن سرزمین دجله و فرات دیگر امنیت و آرامی به خود ندید و بیشتر آثار گرانبهای آنجا در نیم قرن به دست آسوری نابود و ویران گردید.

رکن الدین همایونفرخ: تاریخ هشتهزار سال شعر ایرانی
حضور کاس سی ها (کاشی ها) در سرزمین ایران و تشکیل دولت «کاس سی» و رفتن آنها به بین النهرین و بابل و سپس به مصر و تشکیل حکومت در مصر، به هزاره ی چهارم ق.م مربوط می شود و با توجه به این که نام ایزدان کاسی ها، همان ایزدان هند و ایرانی است، نشان میدهد که حصور آریایی ها در سرزمین و فلات ایران از هزاره پنجم ق.م هم به عقب تر می رود...مذهب و آیین مهر (میترائیسم) از سرزمین ایران و از میان مردم آرین به سایر کشورهای خاورمیانه راه یافته است. نام کشور سوریا(سوریه) به مناسبت این است که در آن سرزمین، مردمش مهرپرست بوده اند. مهرپرستی از سرزمین های خاورمیانه به مصر نیز راه یافت و قرن ها آیین مردم آن سرزمین بوده است.

لئونارد ویلیام کینگ: تاریخ بابل
آنان {کاسی ها} از نژاد اریایی بودند و با اندکی اطمینان می توان ایشان را از خویشاوندانِ فرمانروایان متاخر میتانی دانست... سود مهمی که عاید بابل کردند، در مورد اصلاح ماحسبه تقویم بود.. کاسی ها نظامی ساده تر را که عبارت از تاریخگذاری سنوات بر پایه ی سلطنت پادشاهان بود، متداول ساختند.. با آمدن کاسی ها، اسب، ناگهان در سراسر «آسیای غربی» بهترین حیوان بارکش به شمار آمد. پیش از این، «خر کوهستان» که اسب را در بابل به آن اسم می نامیدند، حیوانی کمیاب بود و قدیمی ترین اشاره ای که به آن شده، در عصر «همورابی» بوده است.

ا.م.دیاکونوف: تاریخ ماد
بعد از «آگوم دوم» شاهان «کاسی» به صورت پادشاها واقعی «بابل» در آمدند؛ گرچه نامهای کاسی میان افراد خاندان سلطنت و مردم عادی مدتی مدید یعنی تا قرن یازدهم قبل از میلاد دیده می شود{..} در پایان هزاره ی دوم ق.م اصطلاح «کاسیان» غالباً با کلمه «بابلیان» به یک معنی تلقی می شده .{...} اگر آنچه اصطلاحاً «مفرغ لرستانی» نامیده می شود واقعاً به کاسیان تعقل داشته باشد، نباید درباره نفوذ فرهنگ و تمدن بابلیان در ایشان غلو کنیم، زیرا اصالت آثار هنری لرستان واقعاً تعجب آور است.

برگرفته از:
کتاب ایران بزرگ، رویه های 89 و 90. پژوهشی از امید عطایی فرد.انتشارات اطلاعات

با سپاس از یزدان صفایی

گفتگوهایی درباره تاریخ و فرهنگ ایران زمین

پیوند گفتگوی اینترنتی امید عطایی فرد
http://mehremihan.com/chandresanei/91-goftogoo/566-neshast1a

پیکره کورش هخامنشی در ملبورن



در شهرداری ملبورن پرده برداری شد
شیرهای بالدار زیر پای فروهر کوروش بزرگ را استاد مهندس هوشنگ سیحون کشیده و خود تندیس را که یک متر و هفتاد سانتیمتر بلندا دارد یکی از نامدار ترین تندیس سازان امروز جهان بنام پیتر سکیپرهین ساخته است.

۱۳۸۹/۰۷/۰۶

چکامه جشن مهرگان

جشن مهرگان

فرهناز عطایی



باز هم جشن مهرگان آمد - خار در چشم دشمنان آمد

یادگار هزاره تاریخ – همچو نوری ز آسمان آمد

همره جشن باستانی ما – پیک شادی ترانه خوان آمد

از دماوند و از دل البرز – خوش نسیمی ز مهرگان آمد

تا پیام آورد ز بگزشته – مهرگان وه چه مهربان آمد

آتشی بود در دل دوران – با دم گرم کاروان آمد

در دل ما بهار روییده – مهرگان تا در این قران آمد

جشن مهر و نوید پاییزی – با سرود فرشتگان آمد

اینهمه جلوه های رنگارنگ – بهر مژده ز مهرگان آمد

بشنو از عاشقان چکامه ی مهر- عشق ایران چه پر توان آمد

بار دیگر سپاس ایزد را – باز هم جشن مهرگان آمد


پیشکش به برادر ادیب و وطن پرستم استاد امید عطایی

۱۳۸۹/۰۷/۰۵

پادشاهی های اروپایی / سوئد

كشور پادشاهي سوئد با داشتن يكي از توسعه‌يافته‌ترين اقتصادهاي جهان، به عنوان كشوري باثبات هم از نظر سرمايه‌گذاري و هم از نظر سياسي شناخته مي‌شود. سوئد از سال 1995 عضو اتحاديه اروپا است و عضو سازمان ملل متحد است. شهروندان سوئدي جزو شهرونداني در جهان هستند كه از كيفيت بالاي زندگي برخوردارند. نرخ بي كاري آن پايين است و اقتصاد آن بر پايه مشاركت مردم در سرمايه‌گذاري‌ها استوار است. کشور سوئد از حکومت مشروطه برخوردار بوده و دولت به شکل پارلمانی اداره می‌گردد. پادشاه در این کشور مقامی تشریفاتی است و کشور توسط نخست وزیر اداره می‌شود.
كشور سوئد از نظام سلطنتي برخوردار بوده و پادشاه كنوني،كارل گوستاو شانزدهم، رهبريت نظام را بر عهده دارد. رهبر نظام، عالي ترين نمايندة قلمرو پادشاهي و مستقل از نهادهاي اجرايي است. وي در جلسات دولت حضور نيافته، اما از مسائل داراي اهميت ملّي كسب اطلاع مي‌نمايد. مجلس ملي سوئد منطبق با دموكراسي انتخابي و پارلماني به وضع قوانين و اتخاذ تصميمات مبادرت نموده و دولت و عوامل دولتي به اجراي آن مي‌پردازند.
هر ساله شوراي مشترك پادشاهي- دولتي 4- 3 مرتبه تشكيل مي‌يابد. درجلسات شورا، رهبر نظام، رئيس جلسات نيزمي‌باشد. وي هم چنين رئيس شوراي مشورتي امور خارجي كشور (هيئت مشاور دولت و مجلس در خصوص مسائل سياست خارجي ) محسوب مي‌گردد.
 مجلس سوئد از تعداد 349 نماينده با دورة نمايندگي4ساله ، متشكل مي‌گردد. به هنگام تشكيل دولت جديد، مجلس ملي سوئد از نقش تعيين كننده‌اي برخوردار مي‌باشد.  وظيفه « سخن‌گو» به عنوان عالي ترين نمايندة ريكسدگ، معرفي نخست وزيركابينه مي‌باشد. « سخن گو با رهبران احزاب سياسي مجلس به بحث و گفتگو پرداخته و تلاش مي‌نمايد كه مشخص كند چه فردي از بيش ترين اقبال جهت تشكيل « دولت » برخوردارمي‌باشد. ازجمله ديگر وظايف مهم ريكسدگ، اطمينان يافتن از اجراي تصميمات و قوانين مأخوذه توسط دولت و مراجع قدرت مي‌باشد. ريكسدگ همچنين به وضع قوانين و تصميماتي درخصوص ترازها و توزيع درآمد و مخارج نظام مبادرت مي‌نمايد. اين بدان معناست كه دركنار مسائل ديگر، دولت ابتدا پيشنهاداتي به صورت لوايح به ريكسدگ ارائه نموده و سپس درخصوص قوانيني كه براي به اجرا گذاردن تصميمات ريكسدگ لازم مي‌باشند، تصميم گيري مي‌نمايد. به علاوه ، دولت درخصوص بودجة مصوب ريكسدگ به تخصيص منابع مالي اختصاصي مبادرت نموده، با كشورهاي ديگر موافقت نامه‌هائي منعقد نموده، فعاليت‌هاي داخلي را هدايت نموده، فعاليت‌هاي مراجع مديريتي را رهبري نموده و در موارد خاصي به استيناف ‌هاي مخالف تصميمات مراجع رسيدگي مي‌نمايد. دولت از نخست وزير و هيئت وزيران متشكل مي‌گردد. اعضاي دولت و نخست وزير نيز در جهت تحقق برنامه‌هاي ملّي سياسي فعاليت مي‌نمايند. اگر اعضاي پارلمان به عنوان وزير انتخاب گردند از جانشيني جهت انجام فعاليت هاي پارلماني خود برخوردارمي‌گردند. اعضاي دولت از ميان كارمندان دولتي تحت عنوان كابينة دولت انتخاب مي‌گردند. اين كارمندان بدون احتساب افرادي كه در خارج از كشور فعاليت دارند (افرادي در مشاغل وزارتي و اعضاي « دفتر نخست وزيري» يا  « كابينه نخست وزير»)  بر3000 نفر بالغ مي‌گردد. تعداد كارمندان مشاغل وزارتي و تمركز فعاليت آنان در طول زمان، عمدتاً بدليل تغيير اولويت‌هاي سياسي، متغيرمي‌باشد. از جمله وزارتخانه ‌هائي كه درخصوص مسائل آموزشي فعاليت مي‌نمايند مي‌توان به وزارت آموزش و علوم، وزارت صنايع، وزارت استخدام و ارتباطات و وزارت كشاورزي سوئد اشاره نمود. وزارتخانه‌ها در سطح وسيعي، به عنوان هيئت‌هاي مقدماتي دولت با يكديگر همكاري مي‌نمايند. به اجرا در آوردن تصميمات مأخوذه بر عهدة مراجع قدرت و عوامل مديريتي اصلي مي‌باشد. در اين حالت وزارت خارجه سوئد استثناء است، چرا كه هم به‌عنوان بخشي از دفتر دولت و هم به‌عنوان مرجع مركزي نظارت برسفارتخانه و كنسول‌گري‌هاي سوئد فعاليت مي‌نمايند.كميته يا كميسيون‌هاي دولتي متعددي جهت مشاركت با دولت در جهت اجراي امور مملكتي تشكيل مي‌يابد.كميسون‌ها ممكن است از متخصصان يا نمايندگان سازمان‌هاي مختلف ، اعضاي پارلمان يا مأمورين برخوردار از دانش تخصصي در حيطه مربوطه تشكيل يابد. دولت در خصوص فعاليت كميسيون‌ها حيطه‌اي را معين نموده،كميسيون نيز وظيفة خود را انجام داده و سپس طرح‌هاي پيشنهادي را به دولت ارائه مي‌نمايد. طبق تخمين‌هاي به عمل آمده ، تعداد 200 كميسيون به طور همزمان تشكيل مي‌گردد كه اغلب اين كميسيون‌ها تا مدت زمان 2 سال فعال مي‌باشند. دولت نيز گزارشي ساليانه در خصوص نوع فعاليت و درجه پيشرفت فعاليت كميسيون‌هاي مذكور به ريكسدگ ارائه مي‌دهد. اين در حالي‌است كه دولت نيز به تشكيل كميسيون‌هايي مبادرت مي‌نمايد.كميسيون‌هاي مذكور در محدودة زماني معيني به طور مداوم و سريع فعاليت نموده و طرح‌هائي در خصوص چگونگي حل مسائل مهم ارائه مي‌نمايند.
تصميمات دولت و ريكسدگ توسط نهادهاي مركزي مديريتي كه به صورت مستقل از وزارتخانه‌هاي مختلف فعاليت مي‌نمايند، به مرحلة اجرا در مي‌آيد. نهادهاي مذكور به اتخاذ تصميمات منطبق با اصول كلي دولت كه نه تنها در دستورات كلّي به مراجع اجرائي بلكه در متن بودجة سالانه دولت و نيز در جهت اعطاي وظايف معين به مراجع اجرائي مشخص گرديده ، مبادرت مي‌نمايند.