۱۴۰۵/۰۶/۲۳

یثا اهو /۲ / پژوهش: هیربد سوشیانت مزدیسنا

< واژه شناسی >

.

* گزارش واژه به واژه، معناها و مفهوم گوناگون و احتمالی لغتها را همبسته با زبانهای اوستایی و سنسکریت و پهلوی بررسی میکنیم؛ و نیز اینکه شاید برخی واژگان، در بنیاد، به گونه ای دیگر خوانده میشده است. در این باره، پرسشها و چیستانهایی نیز در میان است:

* چرا در گزارش اوستایی: بند ۱۴ از یسنای ۱۹ ، فراز و جملهای آمده که در مانترا نیست: بده مزدا تو شهریاریات را. (تَت مزدا تئووآ خشثرم).

* چگونه در یک مانترای مهم و بنیادین، حروف ربط و اضافه بارها به کار میرود؟

* آیا هر یک از ۲۱ واژه، خودش لغت و گزارشی ویژه نبوده است؟

* اگرچه مانترای کنونی بسان «یثا اهو وئیریو» آمده اما آن را به گونه ی «اهو نَور» میشناسند. واک «ن» در اینجا چیست؟ آیا در مانترا جا افتاده است؟ دیگر اینکه، نخستین گاث از گاهان زرتشت به نام «اهو نَوَد» خوانده میشود که واک «ر» به گونه ی «د» نمایان شده است. آیا «اهو نَود» به معنای «نوید هستی»، و بازتابش را در معنای انجیل (مژده، بشارت) میشود دید؟

آیا از این گزارش و تفسیر پهلوی درباره اهونور، میشود برداشت کرد که ساختار «اهو وئیریو» به گونه‌ی «اهو ناور» بوده؛ آنجا که از زبان اورمزد مینویسد: در آن روز که «یشت ناور» کنند، روانش (روح پارسا) را سه بار به آنجا (بهشت) نمایم و به او نیکی پدیدار کنم. [یسنای ۱۹، بند ۶، ترجمان پهلوی]

* چرا در بند یکم مانترا: هشت واژه؛ بند دوم: شش واژه؛ بند سوم: هفت واژه چیده شده در هالی که باید هر سه، یکسان و دارای هفت واژه باشند؟

* شاید «اهیَ یاسا» در سرآغاز گاثاها (یسنای ۲۸:۱) همان یثااهو در آغاز اهونور باشد و بتوان اینگونه ترجمه کرد: اهیَ یاسا نمنگه (به اهو، یسن و نماز میگزارم).

.

* ویراسته ی اهونور: 

{نیم بند ۱

یَثا - ا‌َهو - وَئی‌‌ریُ (۲+۲+۳ واک / سیلاب)

{نیم بند ۲}

اَثا - رَتوش - اَشات - چیتهَچا (۲+۲+۲+۳ واک)

{نیم بند ۳}

وَنگهئوش - دَزدا - مَنَن‌ْگهو (۲+۲+۳ واک)

{نیم بند ۴}

شیَاُثِنَ‌ - نَم - اَنگهوش - م‌َزدائي (۳+۱+۲+۳ واک)

{نیم بند ۵}

خش‌َثرِم چا - اَهورائی (۲+۱+۴ واک)

{نیم بند ۶

آییم - دریگبیُ - دَدَت - واستارم (۲+۳+۲+۲ واک)

.

در ویراسته‌ی بالا، در هر بیت و بند، مصرع و نیم بند نخست: دارای سه واژه، و هفت واک / سیلاب؛ و نیم بند پس از آن، دارای چهار واژه، و نُه (۹) واک است. برخی واکها و حرفها را باید فشرده و آمیخته با هم، بیان کرد.

.

>‌ یثا <

.

= چون، همان سان، آنچنان که.

= یاسا(؟): یازیدن

= یس(؟): یزش، ستایش

= «یَتا» (yathā) در دستور زبان و لغت‌شناسی سانسکریت، یک حرف ربط یا قید ساده به معنای «آن‌گونه که»، «همان‌طور که» یا «مطابق با» است. با این حال، در سنت‌های باطنی هند (مانند: ودانتا، اوپانیشادها و مکاتب یوگایی)، واژگان به‌ظاهر ساده، ساختاری نمادین پیدا می‌کنند.

۱. قانون تناظر باطن و ظاهر (عالم صغیر و عالم کبیر؛ کهْجهان و مهْجهان): نامدارترین و کلیدی‌ترین کاربرد باطنی «یَتا» در حکمت هند، در فراز عرفانی «یجورودا» تجلی یافته است:

«Yathā Piṇḍe Tathā Brahmāṇḍe»

ترجمه: «همان‌گونه که در ذره (Microcosm) است، همان‌گونه در کل جهان (Macrocosm) است

در این دیدگاه باطنی، Yathā (همان‌گونه که) تنها یک ابزار دستوری برای سنجش نیست؛ بلکه بیانگر قانون بازتاب آگاهی است. این واژه نشان می‌دهد که سراسر اسرار کیهان و جلوه‌های الاهی، به همان گونه و به شکل مینیاتوری در درون چاکراها، بدن و روان انسان جریان دارد.

۲. حقیقتِ عینی چیزها (Yathā-bhūta): در فلسفه باطنی (به ویژه در مکاتب بودایی اولیه و برخی لایه‌های ودایی)، ترکیب «یَتا بهوتام» (Yathā-bhūta) به معنای «دیدنِ امور به همان صورتی که به راستی هستند» به کار می‌رود. معنای باطنی: گزر از لایه‌های ذهنی، توهمات نفسانی (مایا) و پیش‌فرض‌هاست. زمانی که سالک به پایه «یثا-بهوتا» می‌رسد، ذهن او مانند آینه‌ای پاک می‌شود که حقیقتِ عریانِ جهان (آتمان یا برهمن) را بدون دستکاریِ منِ ذهنی، «همان‌گونه که هست» منعکس می‌کند.

۳. ریشه آگاهی و تجلی (از ریشهٔ ya): از دیدگاه باطنی و علم حروف (Akshara-Vijnana)، واژه یَتا از ریشه ضمیری «یَد» (yad) به معنای «آنچه که» مشتق شده است. این ریشه با نیروی حرکت، تجلی و آگاهی فعال در پیوند است. در تحلیل‌های باطنی، آوای «یَ» (ya) نشان‌دهندهٔ نیروی حیات و روح (Vayu / Prana) است که از غیب به عالم ظهور حرکت می‌کند و پیونددهندهٔ واقعیتِ مطلقِ غیبی به واقعیتِ مشهود است.

۴. تسلیم و هماهنگی با قانون کیهانی (Ṛta): در ریگ‌ودا، «یَتا» در آغاز بسیاری از نیایش‌ها برای برقراری نظم و هم‌آهنگی با «ریتا» (Ṛta - قانون ازلی و اخلاقی کیهان؛ رتو؛ ارت) به کار می‌رود. معنای باطنی آن در این بافتار، «تسلیمِ محض بودن در برابر اراده و نظم الهی» است؛ یعنی سالک آرزو می‌کند که افکار و اعمالش «همان‌گونه» تنظیم شود که ارادهٔ کیهانی حکم می‌کند (همانند مفهوم: شدنِ مشیت الهی بر زمین). در سنت زرتشتی نیز واژهٔ «یثا» در سرود مقدس «یثا اهو وایریو» دقیقاً همین بارِ باطنی را دارد. در آنجا «یثا» (همان‌گونه که) با «اَتا» (به همان سان) جفت می‌شود تا نشان دهد نظمِ جهانِ مینوی (روحانی) باید عینا در جهانِ گیتیایی (مادی) پیاده شود که همسانی شگفتی به همان فرمول هندوییِ Yathā Pinde Tathā Brahmānde دارد.

.

پژوهش: امید عطایی فرد