۱۴۰۵/۰۴/۰۴

جهان‌شناسی زرتشت / هیربد سوشیانت مزدیسنا (امید عطایی فرد)

.

جهانشناسی زرتشت

.

پژوهش: هیربد سوشیانت مزدیسنا 

(امید عطایی فرد)

..

شناسه ها و نمادها

.

شیدان شید / نور الانوار = اهورا مزدا، جهان موازی ازلی و روشنایی.

زروان = زمان بی کرانه

اندر وای = خلا‌ء مطلق

وایو نیک = بخش بالایی کیهان / فضا

وایو بد = بخش پایینی کیهان / فضا

ضد ماده = اهریمن، جهان ازلی و موازی تاریکی.

آفرینش = ساختن نیروهای نادیدنی (انرژیها) پیش از دهش مادی 

دهش = گیتی و جهان مادی.

گازهای آتشین = اشا

صوت = سروش

خرد و آگاهی و دانایی کیهانی = وهومن

عنصر فلزات = شهریور

عنصر سنگ و خاک = اسپندارمذ

عنصر آب = خورداد

عنصر گیاه = امرداد

بِرِهنیدن = برهنه و هویدا کردن. برآوردن.

دام (دَهْم) = آفریده، مخلوق. دامان = داده ها

مینو = متافیزیک. جهان موازی. موج. انرژی. نادیدنی.

.

بخش یکم:

سه جهان موازی و جاوید

.

‍* کیهان / فضا: دارای سو و جهت بوده است.

* جهان ما نخست: گشادگی و تهیگی سراسری و خلاء مطلق به نام «اندر وایو» بود.

* بالای این تهیگی: هم مرز با جهان موازی روشن مطلق و بی سر و بی آغاز میباشد.

پایین این تهیگی: هم مرز با جهان موازی تاریکی مطلق، و بی ته و بی آغاز میباشد.

* هیچیک از دو جهان موازی ما، در سوها و جهتهای دیگر دارای مرز نیستند و بیکرانه میباشند.

* در هیچیک از دو جهان موازی ما، آفرینش مادی در کار نبوده است و همه چیز در حالت «زور و نیرو و توان»، قرار دارد.

* جهان تهی و خالی ما نیز از آغاز، به دو بخش شده است؛ بخشی که هم مرز با جهان روشنایی است: «وایو نیک»، و بخشی که هم مرز با جهان تاریکی است: «وایو بد» خوانده میشد.

* هرچه در جهان روشن: آوریده و رخ نماید، دقیقن و آینه وار، ضد و وارونه اش در جهان تاریکی: پدیدار میشود. این دو جهان و برآیندهایشان یکسره جدا گوهر هستند (ماهیت متفاوت و ضد هم دارند). روشنان (نور جهان موازی) و تاریکی (ضدماده جهان موازی): متناقض نیستند بلکه متضاد هستند.

* تنگ نبودن وایو (فضا) و زمان بر هرچه که «بی بن» و «بن» و «بن مند» میباشد، نشان میدهد بنیادهای جهان ما بیشتر از یک اساس و منشاء هست؛ اگرچه جای-مند و یا بی جای (لا مکان) باشند.

* نیستی: نمیتواند فردُم (فردیت و آغاز) برای بناکردن و مرزبندی باشد. اما روشنی و تاریکی، هر دو، میتوانند دریافتنی و مرزبندی شوند. زمانی که تاریکی از روشنی: پس زده نشود، میتوان وجود و اصلیت آن را نشان داد و اثبات کرد.

* چیزهای جهان همگی درگیر دو هماورد (متضاد) هستند که همیشه یکدیگر را به پس میرانند.

* برخورد روشن و تاریک: گریزناپزیر است اما درهم آمیخته نمیشوند.

* جهان تاریکی و ضد ماده، اینگونه دانسته و خوانده شده است

[۱] خیم زدارکامه (سرشت و طبعی که قصد زدایندگی دارد)

[۲] اِبگات (یورشگر و مهاجم)

[۳] گنامینو (وجود ماورایی که چیزها را از میان میبرد)

[۴] پتیاره (دشمن و ضد یار)

[۵] کالبد سیاه و خاکسترگون که بسان وزغ است.

[۶] جنبش و حرکت ضد ماده: گاهی به گونه مار و گاهی بسان مگس سیاه است.

[۷ جایگاه ضد ماده: تاریکی اش را میشود به دست گرفت و گندیدگی اش را با کارد برید. جاهایی سردترین و یا داغ ترین درجه را دارد.

[۸] تاریکی ضدماده: به معنی نیستی و خاموشی روشنی نمیباشد و دارای اصلیت و بنیاد جداست. این دو (تاریکی ضدماده و روشنان) هرگز در یک جا و مکان نمیتوانند با هم بمانند و یکی: دیگری را به پس میرانَد.

* جهان ما دارای گزرگاهی است به نام پل چینوَد (برچیننده و جداساز روشنی و تاریکی) که این پل:

[۱] با آتشی به نام آذر فرنبغ (دارای فره بغانه) روشن میشود.

[۲] از «زمان» ساخته شده است.

[۳] جهان ما را از یکسو: به جهان روشن، و از سوی دیگر: به جهان تاریک پیوند میدهد.

[۴] برای رسیدن به هر یک از دو جهان موازی، تنها سه گام پیموده میشود.

[۵] گزرگاه این پل به سوی جهان روشن: دراز و بلندا و پهنایی برابر با ۹ نیزه دارد (ساختار مکعبی در هندسه فضا-زمان کوانتوم)؛ اما به سوی جهان تاریکی، بسان لبه تیغ است.  

.

بخش دوم:

پدیده های آغازین و ازلی (متافیزیکی و ماورایی اولیه)

.

پیش از پیدایش نیروها و مواد در جهان ما، این پدیده های پیشین و ازلی، همیشه بوده و خواهند بود

[۱] روشنان بی سر (جهان موازی بالای ما)

[۲] زمان بی کرانه

[۳] گاه (فضای جهان ما و جهان موازی روشنایی)

[۴] دین (دانایی جهان روشن و آگاهی همگانی در گیتی)

* سه گام و مرحله کلی:

[۱] هستی روشنی

[۲] راست گُوِشنی (گفتار و سخن راست)

[۳] افزونی (انبساط و گسترش و رشد و بالندگی)

* در سرآغاز، ایستایی مینوی داده ها: بدون داشتن اندیشه، بدون رواج (گسترش و انبساط)، و بدون گرفتاری (دسترسی) بود.

* روند این دامها (دادهها و دامنهها): 

[۱] نیک روشی (رویهی مناسب)

[۲] زمان کرانهمند (دوران محدود)

[۳] ناگزرایی (ثبات و ایستایی)

[۴] ناخواری روشی (رویهی سخت و دشوار در برابر ضد ماده)

[۵] مینوی بی گردشی (عدم تغییر ماهیت)

[۶] بُوَندَگ کامهی دامِ گیهان (کام کامل مخلوق جهان)

[۷] هم-دادِستانمندی دام-دهش فرا رونده (همسویی منظم در انبساط و گسترش مخلوقات)

* روند پرورش دام (داده ها) به گونه مینوی و پیش-نمونه مادی:

[۱] تری (نخستین عنصر خیس و نمناک)؛ بی اندیشه و ناگرفتنی و بی رواج همانند شُسر (نطفهی نهفته در مرد). 

[۲] آمیزش؛ همانند شُسر با خون.

[۳] خوردگی؛ همانند دشتگی (جنین)

[۴ویشکیتگی (رشد و پراکندگی)؛ مانند رویش دست و پا

[۵] گبری / گـَوْری (فرو رفتگی و حفره)؛ مانند چشم و گوش و دهان

[۶] چندیشگ (لرزش)

* دهشهای مینوی در جهان موازی ما یعنی هستی روشن:

[۱] بی هماورد و بدون تضاد

[۲] یکتا و یکپارچه

[۳] ناگرفتنی

[۴] نادیدنی

* روند مینو به گیتی (از انرژی تا ماده):

[۱] مینوی روشنی

[۲] نیروی گرم و نمناک

[۳] زنده-چهری (سرشت و ذات زندگی بخش)

* فرق و تفاوت آفرینش با دهش:

[۱] آفرینش afford

نخستین دامنه مینوی (اولین خلقت ماورالطبیعه)، مایه و تخمکی مینوی میباشد و با نیروی گیتی (قوای مادی)، نمایش داده میشود؛ همچون: پشم که با نیرو (بالقوه) رشته و بافته میشود. مایه هایی که با نیروی خویش-دهنده هستند: آفریننده نامیده میشوند.

[۲] دهش doing

 گردیدن دامنه ها از مینوی به گیتی (تبدیل: متافیزیکی به فیزیکی؛ انرژی به ماده) میباشد. دهندگی دهش: با نیروی ماده است. همچون: رشته که از پشم درست میشود. دهنده هایی که از مایه ی خویش هستند: دهش نامیده میشوند.

.

بخش سوم:

پیکار نیروهای آفرینشگر و ضد آفرینش پیش از آفرینش مادی

.

* جهان میانه (تهیگی و خلاء) با یورش ضد ماده از جهان تاریکی به آنجا (اندر وایو)، شکسته شد.

* ضدماده با جست و خیز از جایی به جای دیگر در تهیگی آمد و با «توان جنبندگی» به سامانه این گوهر روشن، دوران کرد.

* ضد ماده با شکستن این خلاء به سوی بالا تا مرز جهان روشن، پیشروی کرد. سپس روشنان با ضد ماده، آشتی و همزیستی را جویید اما ضد ماده، این پیشنهاد را رد کرد. 

* سپس از جهان روشن، یک بانگ / صوت آتشین نامور به «اهو نَوَر»، جلو این یورش را گرفت. این بانگ دارای چهل و هشت خرده آوا / سیلاب بود که در سه رده و موج شانزده تایی فرستاده شد؛ و هر رده دارای دو بخش هفت + نـُه آوایی / سیلاب بود.

* نیروی مهاجم ضد ماده، در سه مرحله و گامه، به پس نشست و به جهان تاریک بازگشت. در هر گامه و مرحله، یکی از آن رده های شانزده آوایی / سیلابی، نخست یکسوم و سپس دو سوم و سرانجام سه سوم و کامل، نیروی ‍‍ضد ماده را به جهان خودش به پس راند.

* ضد ماده، با ارایه داده هایش، سرانجام خودش را به دست خود، از کار می اندازد. روز به روز از نیروی آن کاسته میشود تا در پایان جهان، یکسره از میان برود.

* جهان روشنی به یاری زمان بندی میتواند ضدماده را از کار بیندازد و اگر زمان نباشد، این کامیابی، ناشدنیست.

.

بخش چهارم:

روند مینوی پس از نخستین پیکار دو بنیاد ازلی

.

[۱] از هستی روشنان: کالبد دامان (داده ها) به گونه کالبد آتشین روشن و سپید و گِرد پیدا شد. آماج و هدف: زدودن ضد ماده از توان و زمان به یاری این کالبد آتشین که خودش جدا از گزرایی زمان است (فرسوده و تباه نمیشود). این پیکر فرا کیهانی: آسرو کرب (کالبد آتوربان) نیز نامیده شده است.

[۲] از کالبد آتشین: بانگ و مانترای اهونور پدید آمد

[۳] از اهونور: مینوی سال (۳۶۰ درجه کیهانی) هویدا و از سوی زمان درنگ خدای: بریده (مقدر) شد.

* پیش از امشاسپندان، وایِ وه / وایو نیک و درنگ خدای (فضای دیرپای) ساخته شد. آماج: ابزار کار برای برآوردن داده ها و مخلوقات.

* روند بیستگانه داده های مینوی که بن مایه اش جهان روشنی بوده و از آن و از نیکو روشی (حرکت متناسب):

[۱] بهمن: خرد و دانایی و آگاهی؛ عنصر سازنده گوشت جانداران

[۲] اردیبهشت: آتش ناسوزای مینوی؛ هنجار و نظم

[۳] شهریور: عنصر فلز

[۴] اسپندارمذ: عنصر سیارات و سنگ و خاک

[۵] خرداد: عنصر آب

[۶] امرداد: عنصر گیاه

[۷] دوباره خود روشنان

[۸] راست گویی

[۹] سروش اهل (صوت پاک و بهنجار)

[۱۰] مانثر سپند (صوت و مانترای افزایشگر جهان)

[۱۱] نریُ سنگ (نیروی سنگین)

[۱۲] رتو برَزَت؛ رد بلند: شش گاهنبار (فصلهای کیهانی آفرینش)

[۱۳] رشن راست (ترازودار پل چینود)

[۱۴] مهر فراخ چراگاه (پرتو کیهانی در فراخنای آسمان)

[۱۵] اَهریشوَنگِ وه (اشی): نگاهبان مادینه ی پایگاه بهشت.

[۱۶] پارند: برج آسمانی و صورت فلکی دارای پنجاه ستاره و گردونه رونده.

[۱۷] خواب: [درهم تنیدگی کوانتومی ذهن با فضا-زمان]

[۱۸] باد

[۱۹] دادِستان مندی (نظم و قانون کیهانی)

[۲۰] پیکار پیش-آمار و پس-آمارِ آشتی افزون (پویایی در آفند و پدافند برای آرامش و سکون)

* سرچشمه های مینوی دام-دهش (خلقت مادی):

[۱] انغر روشن (پرتو بی پایان جهان بالا)

[۲] مینوی راستی (هنجار ماورایی)

[۳] دانایی [در فیزیک کوانتوم، «دانایی» یا آگاهی به معنای نقش مشاهده‌گر در تعیین واقعیت است.]

[۴] نیروی افزونی (قوای انبساط)

[۵] دانستن همگانی [اطلاعات کیهانی در فیزیک کوانتوم]

[۶] توانِ کردنِ همه ی کام و مقصود (انرژی برنامه ریزی شده)

[۷] دام-دهش: مخلوقات مادی

* چهار رده ی جا به جایی (تغییرات عرَضی):

[۱] چهر-کاری (عمل طبیعی و غریزی)

[۲] کام-کاری (عمل ارادی)

[۳] همایش هر دو (چهر و کام)

[۴] دگرگونی و دگرنمایی

.

بخش پنجم:

دام-دهش گیتی‌گونه و پیدایش مادّه

.

* روند آفرینش:

[۱] روشنی بی سر (بی آغاز و بی پایان)

[۲] آتش

[۳] باد / آسمان

[۴] آب

[۵] زمین (سیارات)

[۶] هستی‌مندان (گیاهان و جانوران و مردمان)

* بجز جانوران و مردمان که آتش-تخمه هستند، دیگر پدیده های آغازین: آب-سرشکی (از عناصر مایع) بوده اند.

* گزارشی دیگر از روند گیتی:

[۱] آسمان

[۲] آب

[۳] زمین

[۴] گیاه

[۵] جاندار

[۶] مردم

[۷] آتش

[۸] باد

* بن-باشنده‌ی دهش گیتی:

[۱] انغر روشن

[۲] کالبد آتشین

[۳] نیروی مینوی وخش (بالنده ی درخشان)

[۴] نیهنگ / کوت / سریش‌وَدَگ: انباشتگی، توده شدن، گردآمدن، سنگینی، مجموعه، کپه.

[۵] وهَنگ / خوردگی / گـَوری / آس: له و ریز و سوراخ شدگی.

[۶] ویشنگ: گشادگی، گستردگی، گسستگی.

[۷] رَی / اسپاش: سپهر.

[۸] باشنده (بُوِشن being):

(الف) ویمَند (مرز شناسایی): پَروَند تخمک دیسه ها (بربستگی و نهفتگی ذره پیش از شکل گیری قالبها)؛ همچون: بربستگی چیزهای هستی؛ یا: هستی دربردارنده ی چیزها.

(ب) چهره (مشخصه ماهوی و ممیزه طبیعی): بن زهدان زهدانها (زاینده ی زایندگان)؛ بن تخمک تخمکان گیتی؛ بنیاد و نیروی بن مایه ی دهنده ها؛ هستی بدون دیسه (بی شکل و جسم). همچون: باد گرم و خیس؛ و بن فراگیرنده ی رستگان (عناصر).

(پ) کارمایه: ماده ی خام و اولیه؛ همچون: سنگ آهن.

[۹] باشنده ی رونده (بوشن روِشْنْ be row):

(الف) مرز شناسایی: بربستگی دیسه در تخمک؛ همچون: چیز در هستی؛ زهگ (جنین) در زهدان.

(ب) چهره: نیروی مایه ی میان داده هاست؛ همچون: آتش و آب که نیروی زندگی دیسه ها میباشند. بنیاد هستی در  تخمک دیسه دار است. همچون: رستگان در بن ها. زایندگان چهارگانه (باد، آتش، آب، گل و خاک) = نخستین دیسه و شکل مادی.

(پ) کارمایه: دستکاری در ماده اولیه؛ همچون: تافتن و گداختن و کوبیدن آهن.

[۱۰] باشنده ی ایستنده (بوشن اِستیشنیه be stay):

(الف) مرز شناسایی: داده و یگانگی اش در تخمکانی است که زبَر و بالای خویش دارد؛ همچون: بودن کسی در چیزی؛ پدری که با پسر خود همپیکر است. مایه ی مردم و خود همپیکری.

(ب) چهره: خوب دیسه؛ ساخته شدن تخم در زهدان. همچون: تخم مردم در زهار مادر. مایه ی پایانی و واپسین، که داده ها ازش پالوده و جدا میشوند.داده ها: همکالبدی و مواد مشترک اجسام است. کار دوستی مردم زیر یگانگی تن هاست. کاشتن همچون کار دهقان خوب است.

(پ) کارمایه: دیسه ای که به یاری آن ماده ساخته میشود؛ همچون: بیل و تیشه که آهنگر میسازد. کالبدهای گیتیدهش. چهار رسته. = دومین دیسه.

[۱۱] هستی (ستی is, still)

(الف) مرز شناسایی: تک به تکی تن ها؛ همچون: آن چیز و آن کس؛ و کارهایشان. از هر دو مینوی نیک و بد: فرارفتن و به پس راندن، راه می یابد.

(ب) چهره: درست کردن کامل زهگ (جنین) برای بیرون بردن اندام درونی. 

(پ) کارمایه: نامگزاری و مشخصات چیز و کس. کالبدهای گزارده شده: فروهر + روان = سومین دیسه.

* برای هستی، این گونه ها و شیوه ها نیز گزارش شده است:

[۱] آفرینش؛ همچون هستی آغازین

[۲] بخش بندی؛ همچون شاخه های آب از رودخانه

[۳] نیرو؛ همچون فرا رفتن و شتابیدن سردی و گرمی

[۴] کنش؛ همچون ساختن خانه با کوشش مردم

[۵] تخمک؛ همچون فراوری خرما از نخل

[۶] هم کنشی تخمک؛ همچون زایش مردم از مردم

[۷] اَخْو (جان بخشی)؛ همچون پیدایش آبادی از باران

[۸] بوم و دستاورد (مکان یابی)؛ همچون زایش و جابجایی از شهری به شهر دیگر

* ابزار و آرایندگی گیتی، تراز و توازن میان ماده و نیرو میباشد. همه ی چیزها (کل ماده) و نیرو (انرژی) را نمیتوان اندازه گرفت.

.

بخش ششم:

سامانه‌ی آسمانی و کیهانی

.

* کارکرد وایو (فضای جهان ما): در هر دو دامنه (آفریده های مینو و گیتی)، پتیارگی را میبرد (حمل میکند) که در داده های سپند مینو (روشنان بی کران) از سوی گنامینو (تیرگی بی کران) سر، باز میکند. وایو: دامنه سپندمینو را می افزاید و دامنه گنامینو را بدون سهش (حس و حرکت) میکند.

* ویژگیهای آسمان:

روشن، پیدا، اَبَر دور (مسافت فوق العاده)، خایه دیسه (شکل تخم) خون-آهن (خماهن) که گوهر الماس نر است. سر آسمان به روشنان بی پایان (جهان موازی بالا) پیوسته است.  خوب-سر و همانند جنگل و بیشه است.

* فَرکان (اساس و آغاز) بُنِ آسمان: چندان که پهنایش هست، همان اندازه درازا و بلندا و ژرفا دارد. (کیهان کروی شکل)

* هفت پایه ی آسمان:

[۱] ابر-پایه

[۲] سپهر اختران (ستارگان اختری)

[۳] ستارگان ناآغشته به ضد ماده (ستارگان نااختری)

[۴] بهشت: پایه و خانه گوهرنشان.

[۵] گرودمان که اَنَغْرِ روشن میخوانند. گوهرنشان و از عنصر یاقوت سفته است. و همواره آوایی خوش در انجا جریان دارد.

[۶] گاهِ امشاسپندان (نیروهای ششگانه ی بنیادین)

[۷] بی سر روشنی که گاهِ سپندمینو (نیروی فزاینده و موجب انبساط جهان) میباشد. اینجا بسان یک مغز فراکیهانی نیز نموده شده است.

* سپهر اختران دارای دوازده اختر به نشانه دوازده صورت فلکی میباشد که هر کدام سی درجه است. میانگین هر یک (صورتهای فلکی): شش میلیون و چهارسد و هشتاد هزار (۶/۴۸۰/۰۰۰) ستاره میباشد.

* سپهر اختران همانند چرخه ای رونده و آغشته به ضد ماده است.

* بر روی این سپهر: ستارگان آمیخته نشده با ضد ماده جای دارند که از پیشروی ضد ماده به فضای بالاتر جلوگیری میکنند و آن را می‌سپوزند (پس میزنند و دفع میکنند). اینجا را «سپهر بالای سپهر» میخوانند و دارای انگاره (محاسبه) و وهیزه (جمع بندی) نیست. زیرا در جهان آمیخته ی ما با ضد ماده، نمیتوان به آمار و برآورد آن سپهر پاک از ضد ماده پرداخت.

* ستارگان و اختران آسمان بی شمار هستند.

* تا پیش از دومین تاخت ضد ماده: جهان ما ایستا بود و نمی چرخید.

* درون آسمان، سه گونه جایگاه است:

[۱] روشنی نیامیخته با تاریکی

[۲] تاریکی نیامیخته با روشنی

[۳] روشنی درآمیخته با تاریکی

* سه دستاورد کیهانی:

[۱] زیوندگی و حیات جهان: وایو: اَبَرکار و جان بخش جانوران.

[۲] آرایندگی و راهبری جهان: ری یا سپهر: روان، چهر، اسپاش (محیط فراگیر عالم).

[۳] رای و سود جهان: ری: روند و مدار بغان روشن (صورتهای فلکی)

.

بخش هفتم:

دومین تاخت و تهاجم ضد ماده

.

* پس از آفرینش مینوی (موج - انرژی):

[۱] ضدماده همانند یک مار به آسمان زیر این زمین جهید و آن را شکست.

[۲] بن آسمان را که در ستاره-پایه ایستاده بود، در تهیگی فرو کشید و آن بن را بسان سنگر گرفت.

[۳] تاریکی خود را که با خویش داشت: از بالای ستاره-پایه، از اندرون اشکوب آسمان، تا یک سوم ایستانید.

[۴] آسمان زیر و زبر زمین را تیره و سیاه کرد.

[۵] سپهر به چرخش و گردش و دَوَران پرداخت.

[۶] تاختن ضدماده قابل شمارش به سال و ماه و روز نبوده زیرا به تیزی و در یک آن، فرا رسید.

[۷] کره کیهانی و مدار زمین: پیش از آمدن ضدماده دارای سیسد و شست درجه بود و پس از آمدنش پنج درجه به آن افزوده شد.

[۸] دلیل رواداری سپندمینو برای آمیزش ضدماده با جهان مادی: سود کردن دامنه ها از به آزمایش گزاشتن هم-نبرد (‍ضد ماده) در زمان بریده شده (مقطع زمانی) و افتادن از کوشش میباشد. پیش از پایان آن مقطع زمانی، ضد ماده را بیرون نمیکند زیرا نمیخواهد فرجام خوب کارها به آشوب کشیده شود.

* در جایی که «در پشتی» مینامند، و «پیروزی-ضد پیروزی» میخوانند، پس از پُر شدن آزمایش: ضدماده دوباره به تهیگی افکنده و بسته میشود؛‌ آن کاملن درهم شکسته، ناکارآمد، از رنگی به رنگ دیگر گشته، و ابزارهایش در آسیب میشود.

* از آنجا که یک بار پیش از این، ضدماده دَوَران کرد اما در قید و بند خودش گرفتار شد، دیگر یارای باز کوشیدن و یورش را نه خواهد داشت؛ و گیتی را با پیکار نمیتواند در هم بشکند.

* ستارگان نیامیزنده، مانند کمربندی دور آسمان را گرفته اند تا ضدماده به بالاترنرود. این کمربند ستاره نشان: سه بار به دور کره کیهانی پیچیده و دارای چهار گره است. (دایره محیطی و مربع محاطی).

* کیوان و هرمزد و بهرام: هریک دارای مدار ۱۸۰ درجه نسبت به خورشید سنجیده شدند. تیر: ۱۸۵۰ دقیقه برابر با ۳۰/۸۳ درجه (سنجش امروزی: زاویهٔ ۲۸ درجه برای حالتی است که عطارد در بیضوی‌ترین حالت مدار خود (اوج مداری) باشد. در کمترین کشیدگی، این فاصله زاویه‌ای به حدود ۱۸ درجه می‌رسد). آناهید: ۲۸۳۱ دقیقه برابر با ۴۷/۱۸۳ درجه (امروزه نیز سیاره زهره هرگز از دید ناظر زمینی در فاصله زاویه‌ای بیش از حدود ۴۷ درجه از خورشید قرار نمی‌گیرد).

.

بخش هشتم:

آگاهی کیهانی

.

* دانایی کامل و علم مطلق در جهان موازی روشنایی میباشد. 

* دور تا دور آسمان به انبوهی موی سر: دارای «آگاهی درست» است.

* گیاهان و جانوران، جداگانه دارای یک آگاهی مشترک جهانی هستند.

* روند تابش بی کران تا کام (تحولات نور تا مقصود خلقت):

[۱] برانگیختگی انغر روشن

[۲] مینوی راستی (نظم و هنجار کیهانی)

[۳] دانایی

[۴] نیروی افزونگر

[۵] دانستن همه چیز

[۶] توان کردن همه ی کامها

* روند رنگهای دانایی و بینایی (تحولات طبیعی علم و بصیرت):

[۱] امشاسپند بهمن (بنیاد خرد و به پس راننده ی ضدماده)

[۲] فره ی تخمک (همساز کننده ی دو نوع خرد: ذاتی و اکتسابی)

[۳] آگاهی شنیداری و دیداری

[۴] آسن-خرد (عقل ذاتی مردم و زاینده نیکوی دانشها)

.

بخش نهم:

زمان شناسی

.

* رنگ (range) زمان در جهان ما از دو بنیاد روشن و تاریکی ریسیده شده است. گوهر روشنایی از خودش و گوهر تاریکی از بیرون (جهان موازی ضد ماده) فرا رسیده است.

* رشته ی زمان: رویهم از هشت مایه روشن و تاریک، در دو رده متضاد چهارتایی، به ترتیب پدید آمده است:

[۱]  سپنایی (انبساط جهان) در برابر گنایی (انقباض جهان)

[۲] وایو (فضای پیکارگر با ضدماده) در برابر ورن (خودگرایی عناصر ضدماده)

[۳] بغی (بخشش و پاداش اختران) در برابر گدوگی (گدایی و دزدی سیارات)

[۴] خوشبختی در برابر بدبختی

* از زمان: برآورده شد سپهرِ زروان درنگ خدای که بغ-بختی و نیکو بختاری از اوست.

* درازی و کوتاهی زمانِ این جهانی و کرانه مند: وابسته به منش (ذهن و اندیشه) است. (اثرگزاری دید ناظر بر زمان ذرات)

* زمان بیکرانه: همیشه وابسته به خود است. خودی و ذاتش: درنگ و دیرپایی و جاودانگیست. کناره و مرزش: جنبش هستی در وایو به یاری اسپاش (سپهر) میباشد؛ همچون: وزش روشنان، پرواز باد، تازش آب، رویش گیاه، و هر نیرو و کار در وایو.

* زمان نمیتواند برای ماده، بی کرانه باشد زیرا دهش مادی نیازمند مقطع و بریدگی بود. هر چیزی فضا-زمان محدود و کرانه مند دارد.

* زمان زورمندتر از ماده و ضدماده است.

.

بخش دهم:

 گزاره ها و فرمولها

.

{زمان = کار + نیرو}

{توان = کردن}

{توان = زمان کرانه مند} 

{انگاره (فرمول) زور = سامانه توانایی + شدنی بودن}

{اندازه  = کار + جنبش}

{زور دهش > نیروی اندازه}

{تخمک تخمکان = نیروی وخش + زور زهگ های گیتی دهش}

{باشندگی = نیروی وخش + زور گوهر مینوی}

{همباشندگی = وخش + کالبد و دیسه گیتیگونه (پیکره مادی)}

{کار = کوشش (پیکار) با ضدماده}

{نیروی کار = بردن زور سزاوار در چیزها}

{اَرشنُتَچین: کارنیروی تخمک بنیادین = کارکنش اولیه + زمان کنش}

{کارکنش = کارفرجامی + زمان کرانه بریده (مقطعی و محدود)}

{تخمک گیتی = آفرینش + دهش + رَی قوی ابزار = باشنده}

{مینوی باد = گوهر آسمان}

{نیروی سامان بخش جهان = هستی خودی + هم گوهری همگانی + کار نِزومانی (نظم عملی) + رَی + اردای فَروَرد (نیروهای پرورشگر هوشمند کیهانی) + وزش روشنان}

{جای / گاه = داد شایسته ی دهش / امکان قانونمند آفرینش}

{اندازش + کار = جنبش}

{باشندگی هستی + نیروی وخش +‌ باشنده داری مینوی = زورِ گوهر مینوی}


هیچ نظری موجود نیست: