۱۳۸۹/۰۸/۰۸

ایران. اسلام. عرب (24)

پیکار پهلوانان/2
امید عطایی فرد


دیگر حجاز جای ماندن شما نیست و پیمبر صلی الله علیه و سلم فتح قلمرو کسرا و قیصر را به شما وعده داده است. به طرف سرزمین ایران حرکت کنید. [خطبه عمر بن خطاب]

به نوشته مسعودی در کتاب مروج الذهب، پیش از جنگ قادسیه، در شبیخونهای تازیان به ایران، سردارانی چون مهران کشته شدند و در دو نوبت نزدیک به ده هزار سرباز ایرانی جان باختند. وارون دروغهایی معاصر (علی شریعتی و مرتضا مطهری و ناصرالدین صاحب الزمانی...) مبنی بر کمتر بودن شمار عربها در برابر ایرانیان، مسعودی آورده که در قادسیه (ماه محرم سال 14 هجری) شمار مسلمانان هشتادوهشت هزار و مشرکان [! ایرانیان] شست هزار تن بود. در این نبرد سپهسالار رستم را سردارانی چون شیرآزاد (با کنیه پوران) و هرمز و بهمن جاذویه و بزرگمهر و هرمزان و نیرمران، همراهی میکردند. با آنکه شمار تازیان بیشتر بود اما : صبحگاه روز بعد سواران مسلمان از شام (سوریه) برسیدند و کمک پیوسته می آمد و نیزه های سپاه، خورشید را پوشانده بود. [ترجمه ابوالقاسم پاینده، رویه 670] سپاه کمکی عرب  دستکم ششهزار تن بود.
و باز برخلاف دروغهایی که از سوی معاصران شنیده و خوانده ایم، مسعودی نوشته است که سی هزار سرباز ایرانی داوطلبانه خود را با زنجیر و تناب به یکدیگر بسته بودند و: به نور و آتشکده ها قسم خورده بودند که از جا نروند تا فتح کنند یا کشته شوند. [مروج الذهب، 675] این سی هزار دلاور همگی به همراه بهمن و رستم و بزرگمهر کشته شدند. سپهسالار رستم را وحشیانه شمشیر زدند و کالبدش را میان دست و پای استران افکندند. ده هزار گارد درفش کاویان نیز کشته شدند و این درفش که بهایش بیش از دو میلیون دینار بود به تاراج رفت.
 اگرچه نویسندگان ایرانی کنونی تاختن عربها را برنامه عمر بن خطاب میدانند اما به نوشته مسعودی در مروج الذهب: به دوران شاهی پرویز جنگ ذی قار رخ داد که پیمبر ص درباره آن فرموده بود: این نخستین بار بود که عرب بر عجم انتقام گرفت و به وسیله من بر ایشان فیروزی یافت.
جنگ ذی قار چهل سال پس از تولد پیمبر زمانی که در مکه و مبعوث شده بود رخ داد. این جنگ بین بکربن وایل و هرمزان سردار خسروپرویز بود. (رویه 272، ترجمه پاینده)

۱ نظر:

شادمهر گفت...

ایران از ناحیه ی باور و عقیده شکست خورد این شکست چنان پیچیده و عظیم است که تاکنون هیچ را هکار درست و بنیادی برای آن اندیشه نشده و آن همانا رویارویی با ترسی ست که در روح و روان ما بواسطه ... تزریق شد!
ترسی مهیب و درونی از به پرسش و چالش کشاندن چهارچوب های قدیمی و خشک ..وتا این ترس " مهار " نشود هر گونه راهکار بی نتیجه به نظر می رسد( دست کم تاکنون )